تبليغاتX
غریب آشنا

http://xs137.xs.to/xs137/09102/aks-asheghaneh-29772.jpg

فرشته ای به نام مادر
او آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:(( مي گويند فردا شما مرا به زمين ميفرستيد اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه ميتوانم براي زندگي به آنجا بروم؟))
خداوند پاسخ داد :(( ميان تعداد بسياري از فرشتگان من يكي را براي تو در نظر گرفتم او از تو نگهداري خواهد كرد.))
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه ميخواهد برود يا نه:(( اما اينجا در بهشت من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي من كافي هستند.))
خداوند لبخند زد:(( فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.))
كودك ادامه دا د:(( چطور ميتوانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنهارانميدانم؟ ))
خداوند او را نوازش كرد و گفت:(( فرشتهُ تو زيبا ترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.))
كودك با نارحتي گفت:(( وقتي ميخواهم با شما صحبت كنم چه كنم ؟))
اما خدا هم براي اين سوال پاسخي داشت:(( فرشته ات دستهايت را كنار هم قرا ر خواهد داد و به تو ياد ميدهد چگونه دعا كني.))
كودك سرش را برگرداند و پرسيد:(( شنيده ام انسانهاي بدي هم در زمين زندگي ميكنند . چه كسي از من محافظت ميكند ؟))
ـ (( فرشته ات از تو مواظبت خواهد كرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود))
كودك با نگراني ادامه داد:(( اما من به اين دليل كه ديگر نميتوانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.))
خداوند لبخند زد و گفت : (( فرشته ات درباره من با تو صحبت خواهد كرد و راه بازگشت نزد من را به تو خواهد آموخت ؛ گرچه من هميشه نزد تو خواهم بود.))
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد . كودك ميدانست كه بزودي بايد سفرش را آغاز كند ؛ پس به آرامي يك سوال ديگر هم از خدا پرسيد : (( خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد.))
خداوند شانه او را نوازش داد و پاسخ داد : (( نام فرشته ات اهميتي ندارد . به راحتي ميتواني آن را مادر صدا كني...

 ببائید تا قدر آنچه را که داریم بیش از آنکه از دستمان بروند چون آنوقت دیگر پشیمانی دیگر سودی ندارد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 12:5 |

http://xs137.xs.to/xs137/09102/35mqt5z201.jpg

روبه رو شدن با واقعیت

بعداز فجایعی مثل گردبادهای شدید، سیل، زلزله، آتش سوزی، سونامی و ... زوج ها باید با چند واقعیت روبه رو شوند:

- اولین واقعیت قبول کردن این مسئله است که تمام دارایی های باارزش خود را از دست داده اید. چیزهایی که عمری صرف به دست آوردنشان کرده بودید، در یک دقیقه همه از بین رفته اند.

- دومین واقعیت این است که باید برای ساختن دوباره زندگیتان و گرفتن تصمیم درمورد اینکه چه چیزهایی را می توانید و چه چیزهایی را نمیتوانید دوباره به دست آورید، کنار هم بمانید.

پذیرش حس فقدان و ضرر خود

خیلی مهم است که ضرر و زیانی که متحمل شده اید را بپذیرید. هیچ اشکالی هم ندارد که برای ضررهای مالی خود ناراحت شوید و غصه بخورید.

- بااینکه بعد از وارد شدن ضرر همیشه یک دوره غم و ناراحتی وجود دارد، اما برای هرکدام از شما متفاوت خواهد بود.

- عمق ناراحتی و غصه خوردن شما بستگی به خاطره هایی دارد که با آن چیز از دست رفته داشته اید.

- به خودتان و همسرتان برای ناراحتی و غصه خوردن زمان بدهید.

- قضاوت نکنید و حامی همسرتان باشید.

کنار هم باشید

یادتان باشد که بااینکه همه زندگیتان را از دست داده اید، اما هنوز همدیگر را دارید و این خیلی مهم است.

- در بینابین مصیبت و هرج و مرجی که درگیر آن هستید، زمانی را به حرف زدن با هم و تبادل احساسات و افکار خود اختصاص دهید.

- به حرفهای هم گوش کنید.

- بیشتر از زمانهای عادی همدیگر را بغل و نوازش کنید.

- هر روز باهم برای قدم زدن بروید.

- استراحت کافی باید در اولویت باشد.

- کارهایی را به اتفاق هم انجام دهید که هر دو از انجام آن لذت می برید.

- باهم شوخی کنید و بخندید.

- غذاهای سالم بخورید.

- قابل انعطاف باشید.

- همدیگر را تحسین کنید.

- اگر همسرتان نیاز به زمان و فضا دارد، حتماً به او بدهید.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:44 |

فال حافظ

در این سایت برای مشاهده فال خود، ابتدا نیت کرده سپس بر روی دکمه ی زیر کلیک نمایید. پس از مشاهده غزل مورد نظر گزینه ای برای نمایش تعبیر کلی فال در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
نیت کننده معمولاً در هنگام تفأل از دیوان حافظ، او را به عزیزترین کسانش یعنی به خداوند و معشوقه اش (شاخ نبات) قسم می دهد. این قسم معمولاً به این شکل ادا می شود: ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی

 

 
+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 12:53 |


Powered By
BLOGFA.COM