تبليغاتX
غریب آشنا
 
سرکه سيب،ماده‌اى ضدعفونى‌کننده
http://xs136.xs.to/xs136/09082/11975.jpg
 ساليان سال مردم معتقد بودند سرکه سيب، به عنوان ماده‌اى است بر عليه عفونت و حتى پوکى استخوان و نيز براى هضم بهتر موادغذايى موثر است. سرکه سيب از بروز سرطان پيشگيرى مى‌کند. اگر چه سرکه سيب سرطان را درمان نمى‌کند، ولى به دليل داشتن آنتى‌اکسيدان، راديکال‌هاى آزاد را در بدن از بين مى‌برد. راديکال‌هاى آزاد ترکيبات خطرناکى هستند که در اثر اکسيداسيون به وجود مى‌آيند و باعث تخريب سلول‌هاى بدن، پيرى زودرس سلول‌ها و ايجاد سرطان مى‌شوند. بتاکاروتن آنتى اکسيدان مهمى‌است که در سرکه سيب وجود دارد و راديکال‌هاى آزاد را خنثى مى‌کند. سرکه سيب علاوه بر بتاکاروتن، ماده ديگرى نيز دارد که از سرطان جلوگيرى مى‌کند. نام اين ماده پکتين است. پکتين يک نوع فيبر غذايى است. مطالعات نشان داده که دريافت زياد فيبر از بروز سرطان و بخصوص سرطان روده جلوگيرى مى‌کند، زيرا فيبرها با مواد سرطان‌زا در روده ترکيب مى‌شوند و باعث دفع سريع‌تر آنها از بدن مى‌شوند.
ساير فوايد سرکه سيب
1- سرکه سيب داراى خاصيت آنتى بيوتيکى و ضدعفونى کننده است. ضد باکترى و ضدقارچ است و باعث ارتقاى عمل سيستم ايمنى بدن در مقابله با عوامل بيمارى‌زا مى‌شود.
2- مقدار پتاسيم بدن را تنظيم مى‌کند، در نتيجه به حفظ تعادل اسيدي- بازى خون کمک مى‌کند.
3- براى تصلب شرائين مفيد است، زيرا هنگام مستحکم شدن استخوان‌ها، توده کلسيمى‌موجود در مفاصل را تجزيه مى‌کند.
4- براى درمان مسموميت غذايى و ناراحتى‌هاى گوارشى مفيد است.
5- عفونت ادرارى را بهبود مى‌بخشد.
6- فشار خون بالا را کاهش مى‌دهد.
7- در افرادى که داروهاى ديورتيک (ادرارآور) مصرف مى‌کنند، مصرف سرکه سيب، باعث جايگزين شدن و جبران پتاسيم از دست رفته مى‌شود. براى اين منظور دو قاشق مرباخورى سرکه سيب را با مقدارى آب مصرف کنيد.
خيلى‌ها که به دنبال رژيم‌هاى لاغرى هستند معتقدند سرکه سيب به سوزاندن چربى‌ها در بدن کمک مى‌کند.
به گفته پزشکان، سرکه ‎‎‎سيب‎‎ عصاره طبيعي‎ سيب است‎ که مواد سمي‎ و زايد بدن‎ را از بين‎ مى‌برد. برخى از متخصصان معتقدند مصرف سرکه سيب به همراه آب گوجه‌فرنگى يا هويج خواص آن را افزايش مى‌دهد.
سرکه‎ سيب ‎موجب کاهش‎ زگيل‎ و خال‌هاي‎ پوستـى ‎مى‌شود و از سويى ديگر در رفع ‎ ترک‎هاي‎ پاشنه‎ پا و دست موثر است.
همچنين‎توصيه مى‌شود که براى درمان‎ خارش‎ پوست‎ سر، خشکي‎ مـوهـا و شوره‎ سر نيز از سرکه سيب استفاده شود.
‎هرچند سرکه‎‎ سيب‎ خاصيت اسيدى دارد اما موجب تقويت‎ دستگاه گوارش‎‎ وکاهـش ناراحتي‎‎کليه‎‎ و مثانه مى‌شود. حتى نوشيدن سرکه سيب براي‎‎‎ رفع‎ سنگ صفرا، بـهبـود آرتـروز و جلوگيري‎‎ از خونريزى بينـي‎ توصيه مى‌شود.
سرکه سيب‎ طبـيعـي‎‎ يـکـى از بهترين‎‎‎ عوامل‎ سالم‎ و شاداب‎ نگهداشتن بدن است و بهتر است به همراه آب و مقدارى عسل مصرف شود.
+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 8:8 |
http://xs536.xs.to/xs536/09081/del_20_286_29368.jpghttp://xs136.xs.to/xs136/09082/del_20_284_29653.jpghttp://xs536.xs.to/xs536/09081/del_20_285_29390.jpghttp://xs536.xs.to/xs536/09081/del997.jpg

http://xs136.xs.to/xs136/09082/del_20_281_29151.jpg

http://xs136.xs.to/xs136/09082/del_20_288_29853.jpg

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 9:28 |

http://xs536.xs.to/xs536/09082/641hadis__159_539.jpg

http://xs136.xs.to/xs136/09082/641hadis__17_589.jpg

http://xs136.xs.to/xs136/09082/641hadis__84_385.jpg

http://xs136.xs.to/xs136/09076/23w2ut4106.jpg

بچه از ما بیشتر می فهمه...

http://xs536.xs.to/xs536/09076/6jkpxef605949.jpg

http://xs536.xs.to/xs536/09082/641hadis__47_751.jpg

+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 13:56 |

http://xs136.xs.to/xs136/09071/1893483.jpg

در آسمان درخشان

در آسمان تابناک
و شگفت انگیز و باستانی ایران ،
گوئی بارقه های امید و روشنایی
در وجود محمد خاتمی ظهور یافته است.
او که میل و ارده اش جز این نیست:
جریان آزاد افکار گوناگونی
که از بطن جامعه ایران می تراود.
برای بهره مندی از تمام دانش
و ارادة منسجمش که در واقعیتی مسلم و ملموس
در کالبد ملتش به وضوح به اثبات رسیده.
اراده ای برخاسته از شکیبایی
به روشنی یر جان ایران نقش بسته
باید دروازه های دانش جوامع پیشرفنه را بازگشاید
همزمان ایشانرا با فهم و احترام به فراخور پاسخ گوید.
از آنجا که آزادی الگوی یگانه ای ندارد
هر ملتی آنرا به اختیار تعبیر می کند.
می باید همه روز آنرا نو به نو آفرید
تا هر آینه صبر و دانش را یاری دهد.
امید دارم ارادة محمد خاتمی
در آینده ای روشن تر محقق شود
برای هزارة سوم
و جامعة پویای ملتی مستعد
ولی نه چندان پیشرفته
و در طول تاریخ مهجور از آزادی.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 14:3 |
http://xs136.xs.to/xs136/09071/221723_orig648.jpg

اینم یه جور تبلیغه...

http://xs136.xs.to/xs136/09071/6d9b3x0tvzna8gp8zrfi425.jpg

جون بچه ات اگه برای مهمونی می بردی بازم اینقدر زور میزدی...

http://xs136.xs.to/xs136/09071/crbl2mnmiwcn99tepyxr766.jpg

برمنکرش لعنت...

http://xs536.xs.to/xs536/09071/pcd69_1368.jpg

الحق مال ما بهتره...

http://xs136.xs.to/xs136/09071/743d2c920911c9e2b396f982a4ee726a340.jpg

چاه مکن بهرکسی     اول خودت دوم کسی....

http://xs136.xs.to/xs136/09071/ehsasi-nice-3-300x300808.jpg

به چه می اندیشی...

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 12:23 |
آب زنید راه را هین که نگار می​رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می​رسد


راه دهید یار را آن مه ده چهار را
کز رخ نوربخش او نور نثار می​رسد


چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان
عنبر و مشک می​دمد سنجق یار می​رسد


رونق باغ می​رسد چشم و چراغ می​رسد
غم به کناره می​رود مه به کنار می​رسد


باغ سلام می​کند سرو قیام می​کند
سبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسد

سید محمد خاتمی لحظاتی قبل در کنفرانس مطبوعاتی افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.

رئیس جمهور سابق کشورمان در ساعت 19 و پنجاه و هشت دقیقه ديروز، 20 بهمن ماه به دعوت دهها هزار ایرانی پاسخ مثبت داد و کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.

هرچه پيش آيد خوش آيد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 8:31 |

چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟

در کتب آسمانی آمده، "خداوند سرچشمه عشق است."

اما اگر واقعاً خدا سرچشمه عشق است، چرا اینقدر رنج و بدبختی وجود دارد؟

چرا با عمل وحشیانه طبیعت اینهمه آدم در سال می میرند و چرا برای سیر کردن شکم صدها هزار انسان که از گرسنگی رنج می برند، غذای کافی وجود ندارد و چرا اینقدر ظلم و ستم بر مردم اعمال می شود؟ چرا اتفاقاتی مثل تراژدی که در شهر اوکلاهاما شاهد بودیم روی میدهد که دیوانه هایی به جان مردان، زنان و کودکان بی گناه بیفتند؟

در یکی از رمان های هیو والپول، یک مرد جوان می گوید، "میدانی وانسا، خدا نمی تواند وجود داشته باشد. باید به این مسئله ایمان پیدا کنی...از خودت بپرس، چطور می تواند خدا وجود داشته باشد و زندگی اینطور باشد؟ اگر خدایی بود باید از خودش دلگیر می شد."

یک نفر که موضوع سخنرانی این هفته ام را دیده بود می گفت، "اینم عجب سوالیه." و واقعاً هم همینطور است. چند شب پیش همسرم سوال کرد که موضوع سخنرانی این هفته ام چیست و وقتی به او گفتم که موضوع "چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟" است، گفت، "آره واقعاً چرا؟"

حتی وقتی نگاهی به این "چرا؟" می اندازم، صداهایی را می شنوم که در گوشم زنگ می زنند، "مال ما این نیستیم که متعجب باشید چرا، مال ما این است که فقط انجام دهید یا ........."

اولین مشکل در مواجهه با مشکل رنج کشیدن، نظریه قدیمی متداول بین خیلی از مسیحی هاست که اشتباه است بپرسیم، "چرا؟" نباید در مورد وجود انسان و مشکلات او از خدا گله کنیم.

اما پیشنهاد من برعکس این است. پرسیدن "چرا" نه تنها اشکالی ندارد بلکه اولین قدم به سمت آشتی با پروردگار درخلال درد و رنج است و کاملاً با سنت کتب آسمانی هماهنگ است:

حضرت موسی با قوم خود در بیابان به جانب خدا فریاد می زند، "خدایا چرا در حق این مردم بدی می کنی؟"
جدعون در زمان غم و ناراحتی می گوید، "اگر خدا با ماست، پس چرا این اتفاقات برای ما می افتد؟"
حضرت ایوب که نماد مواجهه با مشکلات و رنج هاست می گوید، "من زندگی خودم را دارم، آزادانه گله وشکایتم را ابراز می کنم و به تلخی روحم سخن می گویم. به خدا می گوید، آیا ستم دادن به من به نظرت درست است؟"

و اگر هنوز هم متقاعد نشده اید، سخنان خود حضرت عیسی را بشنوید: "خدای من، خدای من، چرا من را به خودم واگذاشته ای؟"

پس حالا که اینطور است، اجازه بدهید ما هم پیش برویم و بپرسیم، "چرا؟" "چرا خدا اجازه می دهد رنج ببریم؟"

پرسش "چرا" به چهار نوع مشکل و سختی نمود دارد که منجر به رنج و بدبختی می شود. اجازه بدهید نگاهی اجمالی به آنها بیندازیم:

1. بلایای طبیعی
گردبادی به یک شهر حمله ور می شود، سیل جامعه ای را نابود می کند، آتش قومی را در هم می کشد، و تصادفات که ھر سال جان تعداد بیشماری از مردم را می گیرد. مثلاً خدا نمی توانست وقتی یک هواپیما درحال سقوط کردن است، نیرو جاذبه را نگه دارد؟
ایده خیلی خوبی به نظر می رسد اما اگر نیروی جاذبه ناگهان قطع شود، همه جهان بر هم می ریزد.
شاید بتوان با مشکلات و سختی های ناشی از بلایای طبیعی کنار بیاییم اما درمورد این چطور:

2. بیماری ها
چرا خدا زندگی را طوری خلق کرده که بعضی از سلولهای بدن تخریب می شوند؟ آیا نمی توانست زندگی انسانها را طوری خلق کند که هیچوقت به بیماری و مریضی گرفتار نمی شدند؟
این هم در نظر اول ایده خوبی به نظر می رسد مخصوصاً وقتی صحبت از بیماری جوانها و کودکان باشد. اما وقتی زندگی واقعیت می شود همه انواع و اشکال زندگی نیز ممکن می شود، حتی سلولهای بیمار. خیلی از بیماریها متعلق به گذشته است و با پیشرفت علم پزشکی درمان آن پیدا شده است. به نظر می رسد که انسان باید همراه با خدا برای از بین بردن مشکلات و دشواری های انسان تلاش کند. بااینکه دردآور است اما گاهی اوقات فشار و چالش و درد زندگی است که باعث می شود بیشترین تلاش خود را به کار گیریم.
بیماری و مریضی با همه بدی که دارند اما بخشی از انسانیت و مرگ و میر انسان هستند. خداوند قصد نداشته است که در این جهان به انسان عمر جاودانه بدهد.

3. درد روحی و احساسی
چرا باید متحمل دردها و ناراحتی های روحی شدید بشویم؟ چه از دست دادن عزیزی باشد یا شاهد درد کشیدن یکی از عزیزان بودن، گاهی اوقات دردهای احساسی است که باعث می شود آن "چرا"ها به زبانمان بیاید.

خیلی خوب یادم می آید شبی را که با چشمهای گریان رو به آسمان نگاه می کردم و از خدا می پرسیدم، "چرا؟ چرا بایداینطوری شود؟" و خوب یادم می آید که همان موقع سوال دیگری به ذهنم آمد که "آیا برای فرار از این فقدان، دست از تجربه عشق می کشی؟"

 4. بدی های انسانی
یک آهنگ معروف بود که می گفت، "چطور آدما میتونن اینقدر بی احساس باشن، چطور میتونن اینقدر سنگدل باشن؟"

نامهایی مثل جان واینه و جفری داهمر بعنوان نمونه هایی از بدترین نوع شر در زمین در ذهن همه ما حک شده اند. تیم مک ویگ هم به آن لیست اضافه شده است.

خوب گوش کنید. من کاملاً متقاعد شده ام که در صورت شر انسانی است که می توان شیطان واقعی را دید.
 و هنوز هم... حتی در صورت شر انسانی مثل آنچه که شهر اوکلاهما دیدیم دقیقا آنچه سنت پاول نوشته را می بینیم: "همه چیز برای آنها که خداوند را دوست دارند، خوب پیش می رود." که می تواند تصویر آن مرد آتش نشانی را در شهر اوکلاهما فراموش کند که کودک یک ساله ای را از لاشه هواپیما بیرون می کشید. آن کودک به طرز تاسف برانگیزی جان سپرد. اما تصویر مرد آتش نشان و مادر آن کودک که شریک در غم از دست رفتن کودک همدیگر را در آغوش گرفته بودند به یاد ماندنی است. یعنی غریبه ها درمیان رنج و بدبختی با هم همدردی می کنند.

اینجا نکته مهمی است که درمواجهه با درد روحی و احساسی باید به یاد داشته باشید. وقتی آسیب روحی دیده ایم، به دنبال پاسخ های عقلانی و منطقی نیستیم. تصور کنید که به حادثه اوکلاهما نگاه می کردید و می پرسیدید، "خدایا چرا؟" و بعد یک فرمول علمی جادویی در آسمان با پاسخ ظاهر می شد... "به خاطر این است که x+y بر جذر y و...." آیا این راضیتان می کند؟ نه. راه حل اینجاست:

ما دنبال پاسخ برای مغزمان نیستیم بلکه به دنبال مرحمی برای زخممانیم.

وقتی آسیب روحی دیده ام، آسیب با مغزمان در ارتباط نبوده و روحمان را خدشه دار کرده است. بیشتر از اینکه به دنبال پاسخ چراهای خود باشیم، زجه می زنیم و از دردمان می گوییم. از این گذشته، آخرین باری که اتفاق فوق العاده ای برایتان افتاد و از خدا پرسیدید، "چرا من" کی بود؟

اجازه بدهید درسهایی برایتان عنوان کنم که شما را در دردها و ناراحتی ها به خدا نزدیکتر می کند.

1. پرسیدن "چرا" از خدا اشتباه نیست.
به آخرین قسمت انجیل نگاه کنید....حتی پیامبر خدا نیز در رنج و بدبختی از خدا می پرسد، "چرا؟" و احساس تنهایی می کند.

2. خدا برای تنبیه ما رنج و ناراحتی نمی فرستد.
انجیل متی مسیحی به ما نشان می دهد که روح او بر غم و اندوه غالب شده بود. "روح من تا حد مرگ انباشته از درد است." تابه حال آنرا حس کرده ای؟ مسیح هیچ کار اشتباهی انجام نداده بود. درواقع، او کسی است که در هماهنگی کامل در بهشت با خدای خود زندگی می کند. اگر کسی در دنیا باشد که به هیچ وجه شایسته تحقیر، طرد شدگی و درد نباشد، اوست. پس خدا برای تنبیهمان درد و ناراحتی نمی فرستد.

3. خدا در رنج و تنهایی ما را تنها نمی گذارد، او هم کنار ما رنج می کشد.
کمی به آن فکر کنید. وقتی زجه می زنید که "چرا؟" برای کسی زجه می زنید که می داند این چرا چرا کردن ها، احساس تنهایی و طردشدگی و احساس درد فیزیکی و احساسی یعنی چه. 

نه، خدا وقتی ما درد می کشیم غایب نیست و درست کنار ماست. یکی از دوستانم می گفت که در بدترین و دردآورترین تجربه زندگیش به سمت خدا زجه زده است که "وقتی پسرم مرد کجا بودی؟" بعد صدایی نرم و آرام را شنیده که می گوید، "من همانجا بودم که تو بودی وقتی پسرم مرد."

چرا درد و رنج و بدبختی زندگی ما را نابود می کند؟ چرا خدا اجازه همچنین چیزی را می دهد؟ هر پاسخ عقلانی به این سوال قاصر خواهد بود. فقط پذیرفتن اینکه خدا در همه دردها کنار ماست باعث می شود که از تاریکی بیرون بیاییم.

و آخر اینکه انجیل به ما یاد می دهد که خدا هر اشتباهی را درست می کند، هر قلب شکسته ای را ترمیم می کند و هر دل خالی که به سمت او آمده را پر می کند. "...خدا خودش با آنها خواهد بود. هر اشکی را از صورت ها می زداید. مرگ دیگر وجود نخواهد داشت. درد و زجه و ناراحتی دیگر وجود نخواهد داشت."
آنکه گفت، "به خاطر همه آن چیزهایی که دیده ام، برای چیزهایی که ندیده ام به خدا اعتماد میکنم" حقیقتاً راست گفته است

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 12:28 |


Powered By
BLOGFA.COM