تبليغاتX
غریب آشنا

انار

ميوهاي است سرشار از ويتامين وبه علت داشتن آهن و ساير عناصر ديگر دي هضم مي باشد .خوردن دانه هاي انار به مراتب بهتر از نوشيدن آب اناراست . انار ميوه اي است كه به آن خون ساز مي گويند  و به همين علت بهترين موقع براي مصرف آن صبح وقبل از صبحانه است . انار مقوي قلب ، مفرح ، دفع كننده چربي ، رفع كننده سموم اغلب عفونتهاي


داخلي ، دافع حرارت مي باشد و خوردن انار با پرده هاي سفيد آن شكم را دباغي ميكند ، رب انار ، برگ انار در ضعف معده ، كمي اشتها ، تهوع ، ضعف عمومي ، تصفيه خون ، خاصه در دختران جوان و دررفع ميگرن بسيار مفيد است.

دانه هاي ميوه ي جنگلي انار كه به (نار دان)شهرت دارد در معالجه اسهال بسيار موثر است . اب انار شيرين باشكر ونشاسته براي درد سينه وسرفه توصيه مي شود . رب انار نيز براي رفع خماري موثر است.

ايران بزرگترين صادر کننده انار در جهان

وسعت كشت:  انار درخت كوچكي است كه ارتفاع آن تا 6 متر مي رسد و در مناطق نيمه گرمسيري مي رويد . شاخه هاي آن كمي تيغدر و برگهاي آن متقابل ، شفاف و ساده است .

گلهاي انار درشت برنگ قرمز اناري ولي بي بو مي باشد . ميوه آن كروي با اندازه هاي مختلف داراي پوستي قرمز رنگ و يا زرد رنگ مي باشد .

کشت و توسعه انارعلاوه برايران در کشورهاي هندوستان ، ترکيه ، اسپانيا ، تونس ، مراکش ، افغانستان ، چين ، يونان، ژاپن ، فرانسه ، ارمنستان ، قبرس ، مصر و ايتاليا و فلسطين اشغالي رايج است .

توليد كنندگان بزرگ انار در جهان ايران،قزاقستان،اسپانيا و آمريكا مي باشند. ايران با داشتن 60 هزار هكتار سطح زير كشت و 700 هزار تن توليد ساليانه به عنوان بزرگترين توليد كننده اين محصول در جهان بوده و مقام اول جهان را داراست.
 

محصول انار: محصول انار به صورت آب انار،رب و كنسانتره  قابل حصول است.
انتخاب انار:
در انتخاب انار انواع سنگين تر آن بهتر است و پوست آن بايد صاف ،شفاف ، نازک و بدون ترک باشد.

ارزش غذايي

در صد گرم دانه انار مواد زير موجود مي باشد :
انرژي 38 كالري
آب 82 گرم
پروتئين 0/4 گرم
چربي 0/3 گرم
مواد نشاسته اي 10 گرم
كلسيم 4 گرم
سديم 3 ميلي گرم
پتاسيم 260 ميلي گرم
آهن 0/5 ميلي گرم
ويتامين ب 1 0/2 ميلي گرم
ويتامين ب 2 0/03 ميلي گرم
ويتامين ب 3 0/02 ميلي گرم
ويتامين ث 4 ميلي گرم

خواص انار

از جمله خواص آن مي توان به موارد زير اشاره نمود :

1- انار خون را تصفيه كرده و تقويت كننده قلب و كليه است.
2- انار اشتها آور است وبهتر است قبل از غذا مصرف شود.
3- انار در رفع اوره و كلسترول ، دفع سموم و تعادل مايعات بدن به خصوص خون نقش مهمي را ايفا مي كند.
4- مصرف انار شيرين، ايجاد شادي نموده و رنگ رخسار را باز مي كند.
5- مصرف انار شيرين تقويت كننده كبد مي باشد و در معالجه يرقان( زردي) مفيد است.
6- انار ترش و شيرين( ملس) باعث كاهش فشار خون مي شود.
7- مصرف انار در معالجه راشي تيسم، كم خوني و ضعف اعصاب مؤثر است و به بدن نيرو مي بخشد.

امام صادق(ع) می فرمايد : به كودكان خود انار بخورانيد زيرا آنها را زودتر به حد جوانی می رساند.

تذكرات

1- انار براي اشخاصي كه دچار يبوست هستند، مضر است.
2- انار ميوه اي سرد است، بنابراين اشخاصي كه سرد مزاج هستند پس از خوردن آن، مقداري آب جوش با نبات بايد بخورند.
3- انار براي كسانيكه دچار نفخ معده هستند، ضرر دارد. زياده روي در مصرف انار ترش ايجاد زخم معده مي كند.
4- جوشانده پوست درخت و پوست ريشه آن كه براي رفع كرم بكار مي رود ممكن است ايجاد سرگيجه و استفراغ كند.

خواص قسمت هاي ديگر درخت انار:

1- جوشانده پوست انار براي گلو درد و زخم گلو ورفع بواسير مفيد مي باشد.
2- جوشانده گل انار براي از بين بردن زخم هاي دهان و اسهال مزمن وبهمراه كنجد براي بهبود سوختگي مفيد مي باشد.
3- جوشانده ريشه انار براي دندان درد و تنظيم عادت ماهيانه در زنان مفيد مي باشد.
4- جوشانده پوست درخت انار اثر ضد كرم دارد.

كنسانتره انار

شركت Roj Enterprises يكي از بزرگترين توليدكنندگان كنسانتره انار در هندوستان است. كنسانتره انار در هندوستان بعنوان يك محصول لوكس بشمار مي آيد كه مشتريان قيمتهاي بالايي را بابت آن پرداخت مي كنند. اين محصول در اروپا و ژاپن نيز بعنوان يك نوشيدني سالم شهرت دارد.

خاصيت‎ ضد سرطاني‎ آب‎ انار

پژوهش‌هاي‎ جديد نشان مي‎دهد آب‎ انار خاصيت‎ ضد سرطاني‎ دارد. طبق تحقيقات سازمان کشاورزي ايالات متحده آمريکا (USDA) انار منبع خوبي از آنتي اکسيدان‌ها، پتاسيم و ويتامين C است پژوهشگران‎ آکادمي‎ علوم‎ امريکا دريافته اند كه ، مصرف‎ آب‎ انار از ابتلاء بـه‎ سرطان‎ پروستات‎ جلوگيري‎ مي‎کند.

دکتر احسان‎‎ مختار استاد سرطان شناسي‎ دانشگاه‎‎ ويسکانسين‎ و رئيس‎ گروه تحقيقمي گويد كه باکشف‎ جديد راه‎‎ دستيابي‎ بـه خواص‎ ضد سرطاني‎ و نحوه‎‎ معالجه سرطان‎ با آب‎ انار هموارتر شده‎ است‎ . متخصصان‎ تغذيه‎ مصرف‎ آب‎ انار را صبح‎ و پيش‎ از صبحانه‎‎ توصيه مي‎ کنند.
 

صادرات: بررسي ها نشان مي دهد که روند صادرات انار درسالهاي اخير رشد مناسبي داشته است . چنانکه آمار موجود حکايت از صادرات بيش از150 هزار تن انار به کشورهاي مختلف ارو پايي ، روسيه ، اوکراين ، کشورهاي عربي و کشورهاي آسياي ميانه دارد .

صادرات انار نيزمانند صادرات بسياري ازمحصولات کشاورزي هنوز با مشکلات متعددي درزمينه مسائل مربوط به حمل و نقل محصول ، مقررات دست و پاگير اداري ، آشنا نبودن باغداران وصادر کنندگان با روش هاي علمي مواجه است که مي تواند صدمات زيادي به صادرات اين محصول وارد کند .

اين در حالي است که مي توان با بررسي بازارهاي هدف ، استفاده از روش هاي علمي براي توسعه کشت ارقام مختلف اين محصول ، توجه به استانداردهاي کشورهاي وارد کننده و آشنايي صادر کنندگان با بازاريابي اين محصول ، زمينه حفظ و گسترش صادرات اناررا فراهم کرد .

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 10:13 |

انگور و خواص آن

انگور میوه ای است بهشتی كه شامل ویتامین های A , B ، C می باشد هم چنین دارای مقداری منیزیم ، كلسیم ، آهن ، فسفر ، پتاسیم و آلبومین است
هر شخصی باید در روز انگور میل كند زیرا میوه ای ضد عفونی كننده است . امروزه در طب درمان های طبیعی ( نتروپت ) ، از رژیم های مختلف انگور استفاده می كنند . هم چنین این میوه را برای درمان بیماری های یبوست ، عوارض رماتیسم ، كم خونی و حتی پیش گیری از سرطان سودمند می دانند .
انگور هم لاغر كننده است و هم چاق كننده . بدین گونه كه اگر انگور را از صبح تا ظهر ، خالی میل كنید لاغر كننده است و اگر آن را همراه با غذا میل كنید چاق كننده است .
توجه داشته باشید وقتی انگور میل می كنید پشت آن آب سرد ننوشید و یا میوه های خشك مانند برگه ی هلو و غیره را با انگور و آب میل نكنید زیار دچار دل درد می شوید .

یكی از خواص انگور ،‌ صاف كننده و « مولد خون بودن » آن است . انگور قند خون را نیز تنظیم می كند . به علاوه انگور قرمز برای تصفیه ی خون و خون سازی از انگور سبز هم بهتر است . البته افراد Hypoglacimic ( افرادی كه قند خون پایین دارند ) می توانند از انگور بهره ی زیادی ببرند . بنابر این سعی كنند همیشه انگور تهیه کنند و چند بار در روز مقداری از آن را میل كنند .
انگور یكی از میوه های ضد سرطان شناخته شده است و این ، به خاطر خواص ضد عفونی كنندگی آن است .
افرادی كه در دوره ی نقاهت یك بیماری هستند و یا ضعف عمومی بدن دارند ، و در نتیجه قدرت دفاعی بدن آنها كم شده است ، سعی كنند از انگور ، هویج ، سیب و هلو ، به مقدار زیاد استفاده كنند . البته این میوه ها را با هم در آب میوه گیری ریخته و آب میوه ی حاصل شده را جرعه جرعه در طول روز بنوشند .
خوب است بدانید انگور پتاسیم زیادی دارد كه به جبران ضعف بدن كمك می كند .
انگور وسیب هردو میوه بهشتی هستندكه افراد مبتلا به ناراحتی های قلب و اعصاب می تواتند آب آن را نیز در طی روز بنوشند .
انگور برای سلامتی قلب ، ریه و كلیه نافع است و به علت داشتن املاح و مواد سلولزی، ملین و مدر بوده و برای مبتلایان به اوره ی خون مناسب و سازگار است .
این نكته را هم بدانید یبوست كه عوارض آن بی اشتهایی ، نفخ ، سردرد تشنگی مفرط و بد بویی دهان است با خوردن آب انگور تازه برطرف می شود .

كشمش :

كشمش تقویت كننده ی بدن است و اگر آن را مانند چای دم كنید و بنوشید ، برای نرم كردن سینه و درد گلو مفید است.

غوره :

غوره برای افراد مبتلا به چربی خون بسیار مفید بوده و ضد عفونی كننده بدن نیز هست هم چنین اگر با سالاد میل شود ، برای لاغر كردن سودمند است .
سعی كنید غوره را خالی نخورید چون روی معده اثر سوء می گذارد هم چنین خانم های باردار از خوردن غوره ی زیاد خودداری كنند ،‌ چون غوره مدر است و امكان دارد موجب سقط جنین شود .
+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 10:4 |

كيوي

استرس ، مواد مضر و كمبود خواب ، روي بدن انسان اثر مي گذارد. هر كس كه مي خواهد به اين وضع گرفتار نشود، بايد در روز 4 عدد كيوي بخورد. در مورد مقدار ويتامين C لازم، بين دانشمندان توافق نظر وجود

ندارد. بعضي معتقدند كه كمبود ويتامين C را بايد از طريق خوردن قرص هاي ويتامين C تأمين كرد. عده اي از متخصصين بر اين عقيده اند كه براي پيش گيري از تب، ناراحتي هاي معده و روده، بي حالي و خستگي، سرفه هاي شديد و زكام كه در اثر وجود باكتريها بروز مي كند، مصرف 150 ميلي گرم ويتامين C بهترين راه است. كيوي ، سيستم حفاظتي بدن را تقويت مي كند و از بروز سرطان جلوگيري مي نمايد.

پادزهر سيگار

سيگاري ها نياز به ويتامين C بيشتري دارند. زيرا مواد سمي ، مخصوصاً راديكال هاي آزاد موجود در دود سيگار ويتامين ها را از بين مي برد . بنابراين سيگاري ها حدوداً بايد ، 40% ويتامين C بيشتري ، مصرف كنند.

اين مقدار با خوردن دو عدد كيوي تأمين مي شود. كسانيكه زنجيروار سيگار مي كشند بايد جعبه، جعبه كيوي بخرند و مصرف كنند. البته در افراد سيگاري با خوردن كيوي ، ضايعات مربوط به ويتامين C جبران مي شود، ولي ضرري كه كشيدن سيگار براي قلب، مجاري عروقي، ريه و ساير اندام هاي بدن دارد ، جبران نمي شود.

پادزهر كيوي درمقابل سمومي كه در سيگاروجود دارد، ناچيز است. نوعي خاص از اسيدهاي فنول به همراه ويتامين C ، براي مقابله با خطرات سرطان كارساز هستند. يكي از آنها اسيد قهوه است كه در كيوي با غلظت بالائي وجود دارد. حتي قهوه كه نام اين اسيد از آن گرفته شده است، يك دهم غلظت اين اسيد موجود در كيوي را ندارد.

اسيد قهوه، مثل ويتامين C مانع توليد مواد سرطانزا در معده ، يعني نيتروزامين ها مي شود. كيوي با داشتن ويتامين C و اسيد قهوه، دو ماده اساسي ضد سرطان را در اختيار مي گذارد  .

" مطالعات دانشمندان ايتاليايي نشان داده است كه ديابتي ها كه مرتب مقدار زيادي ويتامين C دريافت مي كنند، ميزان كلسترول و انسولين پاييني دارند. كيوي براي تامين ويتامين C منبع خوبي است."

كيوي داراي آنزيمهائي است كه پروتئين ها را تجزيه مي كنند. متأسفانه اين آنزيم ها در معده به وسيله اسيد معده از بين مي روند، طوريكه در معده و روده اثري ندارد. ولي اسيد معده بعد از خوردن غذاهاي گوشتي و لبني زياد، مقداري خنثي مي شود و آنزيم هاي كيوي مي توانند مدت كوتاهي فعاليت كنند و اين زمان كافي است كه مواد پروتئيني به وسيله اين آنزيم ها به قطعات كوچكتري تجزيه شوند و اين امر عمل هضم غذاهاي سنگين در معده و روده را آسانتر مي كند.

چهار مرتبه خوردن كيوي در روز توصيه مي شود

چهارعدد كيوي را در طول روز تقسيم كنيد. مثلاً صبح، ظهر، بعدازظهر، و عصر. چون بدن انسان نمي تواند ويتامين C را ذخيره كند ، بنابراين به جاي خوردن تنقلات مثل چيپس بهتر است كيوي ميل نمائيد !

يك نسخه از كيوي: 4 عدد كيوي و يك موز را پوست كنيد، با گوشتكوب يا وسيله ديگر آنها را خرد و مخلوط كنيد. 300 ميلي ليتر شربت آناناس و 300 ميلي ليتر آب سيب را با آن مخلوط كنيد و مصرف نمائيد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 9:58 |

«باراك اوباما»، نامزد حزب دموكرات آمريكا پس از ماه‌‏ها تلاش نفس‌‏گيربه عنوان نخستين رئيس‌‏جمهوري آفريقايي-آمريكايي كليد ورود به كاخ سفيد را در دست گرفت.


به گزارش"ايلنا"، باراك اوباما سياه‌‏پوست به‌‏عنوان نخستين رنگين‌‏پوست وارد كاخ سفيد مي‌‏شود و اكنون سران جامعه بين‌‏الملل منتظر ايجاد تغييرات اساسي در سياست‌‏هاي واشنگتن هستند. اوباما در دور اول انتخابات توانست «هيلاري كلينتون»، بانوي اول سابق اين كشور را شكست دهد و اكنون جانشين «جورج بوش»، رئيس‌‏جمهوري كنوني آمريكا مي‌‏شود.
زندگي خانوادگي باراك اوباما
باراك حسين اوباما دوم متولد4 اوت 1961 ميلادي در ايالت «هاوايي» است. او در هونولولو، مركز ايالت هاوايي، جايي كه والدينش مشغول تحصيل بودند متولد شد. پدرش اهل كنيا بود و به عنوان اولين دانشجوي آفريقايي وارد دانشگاه هاوايي شد. او عضو گروه محلي«لو» در كنيا بود (گروهي كه تعداد زيادي از اعضاي آن در دهه ي 50 براي استقلال كنيا تلاش زيادي كردند).
مادر اوباما « آن دوآم » ، مادري آمريكايي سفيدپوست و اهل ايالت «ويرجينيا» بود. اجداد مادر او در قرن 19 از فعالان جنبش‌‏هاي ضد برده‌‏داري بودند.زندگي زناشويي والدين اوباما تداوم چنداني نداشت؛ چرا كه در اوايل دهه‌‏ي 1960 ميلادي ازدواج بين نژادهاي مختلف در آمريكا نادر و در بعضي از ايالت‌‏ها عملا غير قانوني بود. در نتيجه به علت فشارهاي مختلف از جانب خانواده‌‏ي« آن » ، وقتي اوباما دو ساله بود والدينش از هم جدا شدند. پس از اين جدايي ، پدر اوباما، هاوايي را ترك كرده و وارد دانشگاه «هاروارد» شده و دكترايش را در رشته‌‏ي اقتصاد گرفت اما چندي بعد در بازگشت به كنيا در سانحه‌‏ي رانندگي در گذشت.
اوباما در سخنراني مشهور خود در مجمع ملي دموكرات‌‏ها درباره پدرش گفت: «پدر من با كار زياد و پشتكار توانست فرصت درس خواندن در مكاني جادويي- آمريكا- را بيابد. كشوري كه مهد آزادي و فرصت براي بسياري از آنهايي بود كه پيشتر به اين كشور آمده بودند.»
طبق اين گزارش، مادر اوباما چندي بعد با فردي اندونزيايي كه در صنعت نفت كار مي‌‏كرد ازدواج كرد و وقتي اوباما شش ساله بود آنها به اندونزي نقل مكان كردند. خانواده‌‏ي اوباما در نزديكي پايتخت اقامت كرد.4 سال بعد وقتي اوباما 10 ساله بود به هاوايي بازگشت و نزد خانواده‌‏ي مادرش ساكن شد.
زندگي سياسي باراك اوباما
اوباما در4 ژانويه سال 2005 ميلادي وارد سنا شد. با وجود تازه‌‏وارد بودن در واشنگتن او گروهي از مشاوران خبره را كه معمولا سناتورهاي تازه‌‏كار به آن توجهي نمي‌كنند را به كار گرفت. او«پيت روز» ، كهنه سرباز قديمي در امور سياست ملي را به عنوان رئيس ستاد خود انتخاب كرد. او همچنين «كارن كورن بلو» اقتصاددان را به عنوان معاون سياسي خود منصوب كرد. وي همچنين مسئولان اجرايي پيشين كلينتون، «آنتون ليك» و «سوزان رايس» را به عنوان مشاوران سياست خارجي خودش برگزيد.
اوباما پنجمين سياستمدار آفريقايي-آمريكايي است كه به مجلس سنا راه پيدا كرده و همچنين سومين آفريقايي-آمريكايي است كه با رأي بالا به عنوان سناتور برگزيده شده‌است. وي تنها سناتوري است كه عضو كميته حزبي سياهان كنگره ‌است.«سي‌‏كيو» كه هفته‌‏نامه‌اي فرا حزبي است، او را براساس تمام آرا و مصوبات سنا بين سال‌هاي 2005تا 2007 ميلادي وفادارترين عضو دموكرات معرفي كرده ‌است . او يكي از جوان‌‏ترين سناتورهاي آمريكا از ايالت «ايلينويز» است.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 9:53 |

10 ایده برای کمک به اداره زندگی پرمشغله

ساده کردن زندگی لزوماً به این معنی نیست که از چیزهایی که می خواهید در زندگی، بگذرید. درواقع، دقیقاً متضاد این است.

ساده کردن زندگی به شما زمان بیشتری برای انجام کارهایی که وقت و انرژی برایشان می خواهید، می دهد (مثل ورزش، کتاب خواندن یا شرکت در یک کلاس آموزشی). این ایده ها را امتحان کنید تا زمان، هزینه، پشتیبانی و فضای بیشتری در زندگی پرمشغله تان ایجاد کنید.

1. یک عادت جدید در خودتان ایجاد کنید و آنرا به سایر اعضای خانواده هم آموزش دهید: هیچوقت بدون اینکه چیزی با خود ببرید اتاق را ترک نکنید. مثلاً اگر در طول شب می خواهید از اتاق نشیمن به آشپزخانه یا اتاق خواب بروید، وسیله ای که باید به محل خود برگردانده شود را در راه با خود ببرید.

2. اگر خانواده پرجمعیتی دارید که تعداد زیادی باید از یک حمام و دستشویی استفاده کنند، برای هرکس یک سبد مخصوص درنظر بگیرید که وسایل مخصوص حمام خود را در آن نگه دارند و حتماً پس از استفاده آنرا به اتاق خود برگردانند. درست مثل زندگی در خوابگاه های دانشجویی. اینکار باعث می شود فضای حمام شلوغ و بی نظم نشود و هرکس به راحتی از وسایل خود استفاده کند و جروبحثی هم پیش نیاید.

3. سبد یا جعبه ای در کمد یا گوشه ی از اتاق قرار دهید. در طول کار روزانه، مطمئناً چیزهایی پیدا می کنید که به هر دلیلی دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارید و فقط خاک می خورند. آن وسیله را درون آن سبد یا جعبه بیندازید. وقتی جعبه پر شد، می توانید آنرا به افراد نیازمند ببخشید.

4. گفته می شود که انیشتین هیچوقت برای به یاد آوردن چیزهایی که چک کردن آنها راحت است به خود فشار نمی آورد (حتی شماره تلفن خودش). عقیده او این بوده که اینکار باعث می شود فضای کافی برای اموری که می خواسته از قدرت مغزش برای آنها استفاده کند خالی شود. شما هم از این راهکار استفاده کنید و همه امور خود را در دفترچه ای یادداشت کنید که نیازی به به خاطر سپردن آنها نداشته باشید و بعد درصورت نیاز به آن رجوع کنید.

5. صندوق پستتان را چک کنید. نگذارید صورتحساب ها و قبض ها آنجا تلنبار شود و بعد به سراغشان بروید. روزنامه و مجلات ارسالی را هم در جای مخصوص خود (نه روی میز آشپزخانه) قرار دهید.

6. برای هرکدام از اعضای خانواده سبد مخصوص تهیه کنید که وسایل روزمره شان را در آن بریزند (مثل تکالیف و وسایل مدرسه، نامه های اداری، لباسهای کثیف و ...) به جای اینکه دور تا دور خانه پخش کنند.

7. با گذراندن فقط 15 دقیقه هر شب برای آماده کردن همه چیز برای روز بعد، از آشفتگی و سردرگمی صبحها نجات پیدا کنید. می توانید از کارهایی که باید فردا انجام دهید یادداشت بردارید تا روز بعد بدانید که دقیقاً چه باید بکنید. لباسی که برای بیرون رفتن می خواهید تن کنید را آماده کنید. وسایل و لباسهای مدرسه بچه ها را آماده کنید. و مواد و وسایل لازم برای پختن ناهار فردا را نیز آماده کنید. میز صبحانه را بچینید و ....

8. قبوض را سر وقت و در یک روز مشخص پرداخت کنید. بااین روش همیشه می دانید که از نظر مالی در چه وضعیتی هستید و دیگر پرداخت قبض ها عقب نمی افتد.

9. یک روز شنبه همه کارهای ناتمام خود را لیست کنید، چیزی که باید برای یکی از دوستانتان بفرستید، هدیه ای که دیر شده است، تلفنی که باید بزنید و ... همه هفته نوشتن آن را ادامه دهید. شنبه آینده لیستی درست و حسابی از همه کارهایی که باید انجام دهید دراختیار دارید. و همان روز یکی یکی همان کارها را با دقت و به نوبت انجام دهید.

10. این رسم را در خانه راه بیندازید که هرکس مسئول شام و ناهار خودش و شستن ظرفهای خودش باشد. بچه ها غذاهایی مثل نيمرو،املت، ساندویچ و از این قبیل را خیلی دوست دارند. اینکار یک تنفس خوب برای آشپزی کردن است و به شما کمک می کند به فرزندانتان آموزش دهید در امور خود استقلال داشته باشند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 8:32 |

معنای هر انگشت برای انگشتر

آیا تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.

گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند. کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.

مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر

انگشت شست نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

انگشت اشاره نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

انگشت وسط نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.

انگشت انگشتری انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

انگشت کوچک نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.

انگشترها درمیان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 8:18 |

30 مطلب كوتاه و خواندني

 

1) داوينچي همزمان با يك دست مي نوشت و با يك دست نقاشي مي كرد !

2) هيتلر از مكان هاي بسته وحشت داشت !

3) مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند !

4) هر انسان تا 8 دقيقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

5) اغلب مارها 6 رديف دندان دارند !

6) وقتي به خورشيد نگاه مي كنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي كنيد !

7) قلب ميگو در سر آن واقع است !

8) ظروف پلاستيكي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند !

9) حدود 250 نفر از محققان ناسا ايراني هستند و رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است !

10) دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه مي كشند !

11) حس بويايي مورچه با سگ برابري مي كند !

12) آيا مي دانستيد تصميم بر اين بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !

13) با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 كيلومتر درست كرد !

14) فنلاند از 170 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است !

15) زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني اش بود !

16) در زبان عربي براي كلمه شمشير 850 واژه مختلف وجود دارد !

17)  گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است !

18) براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين كافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم !

19) كوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه خود آن را پيدا مي كند !

20) فيل تنها حيواني است كه نمي تواند بپرد !

21) قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي زند !

22) ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت !

23) در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي كه جمعيت اين كشور 4 ميليون نفر بود !

24) قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است !

25) جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند !

26)  مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد !

27) 90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است !

28) چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند !

29) آب دريا بهترين ماسك صورت است !

30) سرعت عطسه يك انسان برابر با 160 كيلومتر در ساعت است !

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 9:30 |
 

* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 9:28 |

ديوار شيشه اي

 

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.

در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.

ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!

در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت !!!


میدانید چـــــرا ؟


ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش


اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 9:27 |

مرگ تدريجي صنعت نيشكر و چغندركاري در كشور

اين بخش كشاورزي با شصت هزار نفر اشتغال دايم و صنعت چغندر و نيشكر با هشتاد هزار اشتغال دائم و موقت با چالش شديد روبه‌رو شد تا جايي كه بسياري معتقدند اين بخش‌هاي كشاورزي و صنعتي با حدود 110 سال سابقه، دچار مرگ تدريجي شده است.

ورشكستگي بر صنعت شكر و توليد چغندر قند و نيشكر با كاهش شديد تعرفه‌هاي وارداتي از سال 85 سايه انداخته است.

به گزارش خبرنگار «تابناك» دولت از سال 1385 نسبت به كاهش شديد تعرفه واردات شكر به كشور اقدام كرد، به گونه‌اي كه تعرفه 150 درصدي واردات شكر را به صفر رسانيد. اين سياست تعرفه‌اي دولت سبب شده تا كشت و توليد شكر در كشور اقتصادي نباشد و ميزان قراردادها در سال 87 نسبت به سال 85، 68 درصد و نسبت به سال 86، 55 درصد كاهش يابد.

بنا بر آمارهاي موجود، سطح كشت سبز چغندر قند در سال 85 به ميزان 184 هزار هكتار بوده كه در سال 86 به 131 هزار هكتار و در سال 87 به 54 هزار هكتار كاهش يافته و به عبارتي سطح سبز در سال 87 نسبت به سال 85، بالغ بر 70 و نسبت به سال 86 بالغ بر 58 درصد كاهش نشان مي‌دهد.

بنا بر اين آمار، ميزان چغندر توليدي كه در سال 85 به رقم بي‌سابقه 6/6 ميليون تن رسيده بود، در سال 86 به 3 / 4 ميليون تن كاهش يافته و پيش‌بيني سال 87 براي توليد چغندر در خوشبينانه‌ترين حالت حدود 7 / 1 ميليون تن بوده است.

اين روند كاهش كشت و توليد چغندر قند كه از سال 85 و به دنبال كاهش شديد تعرفه واردات شكر كه از 150 درصد به صفر تنزل يافت، موجب شد تا اين بخش كشاورزي با شصت هزار نفر اشتغال دايم و صنعت چغندر و نيشكر با هشتاد هزار اشتغال دائم و موقت با چالش شديد روبه‌رو شود تا جايي كه بسياري معتقدند اين بخش‌هاي كشاورزي و صنعتي با حدود 110 سال سابقه، دچار مرگ تدريجي شده است.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 8:1 |

طفلكي راست مي كويد

 

بيچاره الاغ سر به هوا      يكي بياره پائين

بيچاره كاميون      كم نياره خوبه

فرق بين داشتن و نداشتن     اينه رسم روزگار

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 7:55 |

_ درخت را به اندازه بهار دوست دارم

_شب نمی گذارد چراغ های خاموش همدیگر را ببینند

_برای نام نویسی روی سنگ قبر یک عمر فرصت داریم

_پرنده بدبین برای شکوفه شاداب بهاری همان آوازی را می خواند که برای گل پر پر شده خزانی

_قفس خالی رو به اندازه همه پرندگان دوست دارم

_به عقیده ماهی فاصله بین قطرات باران مرگبار است

_گربه پر توقع انتظار دارد موش به خودش سوس گوجه فرنگی هم بزند

_عمر پاییز صرف پر پر کردن گلها می شود

_قلب سخنگوی زندگی است

_به نگاهم خوش آمدی

_آدم پر توقع سلام نکرده انتظار جواب دارد

_اگر برف میدانس کره خاکی اینقدر کثیف است هنگام فرود آمدن لباس سفید نمی پوشید

_پوست موز انتقام لگد مال شدنش را از طرف میگیرد

_قلبها در سراسر جهان به یک زبان تکلم می کنند

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 7:35 |
 آيا مي دانيد   

آيا مي دانستيد كه بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد.

آيا مي‌دانستيد كه در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است.

آيا مي دانستيد كه طول رگهاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است.

آيا مي دانستيد كه هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ مي تواند از سوراخي به قطر پنج سانتيمتر عبور كند.

آيا مي دانستيد كه تنها موجودي كه مي‌تواند به پشت بخوابد، انسان است.

آيا مي دانستيد كه چشم سالم انسان مي تواند ده ميليون رنگ مختلف را ببيند و آنها را از يكديگر تشخيص دهد.

آيا مي دانستيد كه فيل بالغ در روز به طور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف مي كند.

آيا مي دانستيد كه كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند مي شوند.

آيا مي دانستيد كه وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 7:19 |
 فوايد خنده   

 خنديدن يكي از نيازهاي اوليه و ضروري مي‌باشد كه تنها مختص انسان‌ها و نشان‌دهنده زندگي اجتماعي است. زماني كه هيچ شنونده‌اي در مقابل شما وجود نداشته باشد هيچ خنده‌اي هم به وجود نميآيد. خنديدن باعث پيوند دادن انسان‌ها به يكديگر مي‌شود، ذهن گوينده و شنونده را با هم هماهنگ كرده و نشان مي‌دهد كه از نظر احساسي با هم موافق هستند. خنده يك فضاي خوب احساسي را به وجود ميآورد و آدم‌ها نياز برقراري ارتباط نزديك‌تري را نسبت به هم پيدا كرده و از وجود يكديگر بيشترين لذت را مي‌برند. حتي گوينده‌ها خيلي بيشتر از شنونده‌ها از تاثيرات مثبت خنديدن بهره‌مند مي‌شوند. خنده و شوخي اضطراب و عصبانيت را از بين مي‌برد و راه رسيدن به صميميت را هموار مي‌سازد. خنده از طريق قانون‌هاي سخت از پيش تعيين شده به وجود نميآيد بلكه در حين مكالمه و برقراري ارتباط است كه افراد شروع به خنديدن مي‌كنند، خنده نيز مثل خميازه واگيردار است، كسي نمي‌تواند در مقابل آن از خود مقاومت نشان دهد. يكي از راههاي ايجاد خنده (و به طور حتم يكي از قـديمي‌ترين راهها) قلقلك دادن است كه يك امر كاملا‌ اجتماعي است چرا كه هيچ يك از ما نمي‌تواند شروع كند به قلقلك دادن خودش. ما كسي را قلقلك مي‌دهيم تا او نيز در مقابل به اين عمل ما واكنش نشان دهد. نه تنها تمام مردم از قلقلك خوششان ميآيد بلكه بيشتر افراد معتقدند كه اين عمل نشانه‌اي از علاقه و محبت است. احتمالا‌ قلقلك ريشه تمام بازي‌ها بوده است.

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 7:16 |
 فكر خوب الا‌غ مهربان   

 روزي روزگـــاري در روسـتـايـي كـوچـك، كشاورزي بود كه الا‌غي داشت. سالها الا‌غ براي كشاورز كار كرده و بارهاي سنگين را از اينجا به آنجا برده بود. ولي حالا‌ پير شده و نمي توانست بار بكشد. در يكي از روزهاي تابستان بود كه كشاورز الا‌غ را از خانه اش بيرون كرد و گفت: برو هر جا كه دلت مي‌خواهد . من ديگر علف زيادي ندارم كه به تو بدهم. الا‌غ بيچاره تا شب اين طرف و آن طرف رفت. ديگر خسته وگرسنه شده بود با خودش گفت: بايد از اينجا بروم و براي خودم چيزي پيدا كنم و بخورم. الا‌غ از روستا بيرون رفت و از كشاورز و مزرعه‌اش دور شـــد. كـنــار درخــت پـيــري رسـيــد كــه شاخه‌هايش شكسته و چند شاخه تازه از روي تنه‌اش جوانه زده بود. كنار درخت پر از علفهاي سبز و تازه بود. الا‌غ گرسنه تا آنجا كه شكمش جا داشت، علف خورد و سير شد بعد با خود گفت: زياد بد هم نشد. حالا‌ ديگر بار نمي برم و از دست كشاورز هم راحت شده ام. راه افتاد، رفت و رفت تا اينكه چشمش به سگي افتاد كه تنها و غمگين كنار جاده نشسته بود. الا‌غ گفت: سلا‌م دوست من چرا تنها نشسته اي ؟ چرا اين قدر غمگين و ناراحتي؟ سگ آهي كشيد و گفت: دست رو دلم نگذار كه خيلي ناراحتم! الا‌غ پرسيد: آخر براي چي؟سگ گفت: سالهاي سال براي صاحبم كار كردم. همراهش مي‌رفتم آن قدر اين طرف و آن طرف مي‌دويدم كه خسته و كوفته به خانه برمي گشتم، اما ديروز كه ما به شكار رفته بوديم. چون پير شده‌ام نتوانستم زياد بدوم و شكارهايش را پيدا كنم. صاحبم عصباني شد و امروز مرا از خانه‌اش بيرون كرد و گفت، برو هر جا كه دلت مي خواهد. من با تو كاري ندارم، من هم آمدم بيرون. حالا‌ نمي دانم كجا بروم . الا‌غ گفت: غصه نخور كه خدا بزرگ است، بيا دو تايي برويم ، جايي پيدا و با هم زندگي كنيم. آنها رفتند و رفتند، تا رسيدند بـه گربه اي كه تنها و غمگين روي سـنـگـي نـشسته بود. نزديك گربه كه رسيدند، سلا‌م كردند . الا‌غ پرسيد چي شده؟ تو چرا اين قدر غمگيني ؟ گربه گفت : سالها در خانه صاحبم موش گرفتم و به او خدمت كردم، ولي حالا‌ كه پير شده ام، او گربه ديگري آورده و مرا از خانه‌اش بيرون انداخته است. مي گوييد غمگين نباشم؟ الا‌غ گفت: ما هم مثل تو هستيم. بيا با هم برويم ‌تا جايي پيدا كنيم و با هم زندگي كنيم. گربه هم قبول كرد و دنبال آنها راه افتاد تا بروند و جاي خوبي براي زندگي پيدا كنند. آنها رفتند و رفتند تاخروسي را ديدند . خروس روي سر در خانه اي ايستاده بود و با صداي غمگيني قوقولي قوقو مي كرد. الا‌غ جلو رفت، سلا‌م كرد و گفت: خروس جان، چه مشكلي داري كه اين قدر غمگين آواز مي خواني؟خروس گفت: روزگاري من سحرخيزترين خروس روستا بودم. هر سحر بيدار مي شدم و آ‌نقدر آواز مي‌خواندم كه همه را بيدار مي كردماما حالا‌ پير شده‌ام و گاهي خواب مي‌مانم، صاحبم مي‌خواهد سر من را ببرد، گوشتم را بپزد و بخورد.الا‌غ گفت: درست است تو پير شده‌اي و نمي‌تواني سحر بيدار شوي. ولي هنوز صدايت زيبا و خوش آهنگ است و مي‌تواني از اين صدا استفاده كني با ما بيا، مي‌رويم جاي مناسبي پيدا مي‌كنيم و به خوشي در آنجا زندگي مي‌كنيم. خروس هم قبول كرد و دنبال آنها راه افتاد. كم كم هوا تاريك شد و آنها مجبور شدند كنار درختي توقف كنند. سگ و الا‌غ كنار درخت خوابيدند، اما گـربه و خروس رفتند بالا‌ي درخت و روي شاخه‌هاي آن نشستند. از گرسنگي خوابشان نمي‌برد و دور و بر را نگاه مي‌كردند ناگهان خروس گفت: من از دور نوري را مي‌بينم. انگار كلبه‌اي است بياييد برويم آنجا شايد چيزي پيدا كنيم و بخوريم. الا‌غ و سگ هم قبول كردند و دوباره راه افتادند و رفتند تا به كلبه رسيدند. از پشت پنجره آن به داخل نگاه كردند، روي ميز غذاهاي زيادي بود و چهار مرد دور ميز نشسته بودند و غذا مي‌ خوردند. كنار دست آنها هم سكه‌هاي طلا‌ بود. الاغ گفت: اينها حتما دزد هستند بايد اين دزدها را از كلبه بيرون كنيم، خروس به داخل كلبه نگاهي كرد و گفت: آنها مردان قوي هيكل هستند، چطور مـي‌تـوانـيم آنها را بـيـرون كـنـيم؟ گربه گفت: خروس راست مي‌گويد، آنها خيلي قوي هستند، قـيـافه‌هايشان را نگاه كن. ما چي؟ خسته و گرسنه! سگ از خستگي چرت مي‌زد، اما الاغ در فـكــر بـود. داشـت نـقـشـه‌اي مـي‌كـشـيـد الا‌غ مي‌دانست كه با فكر مي‌توان بر زور و بازو پيروز شد. پس بايد فكر مي‌كرد و نقشه خوبي مي‌كشيد. الا‌غ دوستانش را به گوشه‌اي برد و نقشه‌اش را براي آنها گفت. همه تعجب كردند، نـقـشه خوبي بود بايد زودتر دست به كار مي‌شدند. آنها آهسته جلو رفتند و الا‌غ دوپاي جلويش را بالا‌ آورد و گذاشت لب پنجره. سگ پريد به پشت الا‌غ و آنجا ايستاد بعد نوبت گربه بود، او پريد بالا‌ و روي پشت سگ ايستاد. حالا‌ فقط خروس مانده بود، او هم پريد روي پشت گربه. سايه حيوانها به داخل اتاق افتاد، سايه مثل يك غول بزرگ و ترسناك بود. دزدها با ديدن اين غول به وحشت افتادند. در همين لحظه حيوانها شروع كردند به سر و صدا كردن. صدايشان در هم پيچيد و صداي وحشتناكي ايجاد شد و دزدها بيشتر ترسيدند و و حشت‌زده پا به فرار گذاشتند. آن قدر ترسيده بودند كه حتي سكه‌هايشان را هم جا گذاشتند. با فرار كـردن دزدهـا، چـهـار دوست از شادي فرياد كشيدند؛ زنده باد ما برنده شديم. دزدها فرار كردند. همه به فكر الا‌غ آفرين گفتند و رفتند داخل خـانه. دور ميز نشستند و مشغول خوردن شدند. گربه همان طور كه ماهي را به دندان مي‌كشيد، گفت: الا‌غ جان! نقشه‌ات عالي بود. خروس هم دانه ذرتش را قورت داد و گفت: من فكر نمي‌كردم اين قدر زود موفق شويم! الا‌غ گفت: نقشه من خوب بود اما كمك شما هم خيلي موثر بود. اگر هميشه با هم باشيم در هر كاري موفق مي‌شويم با هم بـودن خـيـلـي مـهـم اسـت تنهايي هيچ كاري نمي‌شود، كرد و اما بشنويد از دزدها. آنها رفتند و كنار درختي ايستادند. سردسته دزدها گفت: ما خيلي زود ترسيديم و فرار كرديم بايد برگرديم و با آن غول بجنگيم. غول كه ترس ندارد. سردسته روبه يكي از دزدها كرد و گفت: ما اينجا مي‌مانيم. تو برو سروگوشي آب بده، شايد بتواني سكه ها را با خودت بياوري. شايد هم توانستي غول را از پا درآوري . دزد بيچاره مي ترسيد و نمي خواست قبول كند ، اما آنقدر به او اصرار كردند كه قبول كرد و راه افتاد و رفت طرف كلبه ، دزد آهسته آهسته داخل كلبه شد . همه جا تاريك بود و چيزي ديده نمي شد . وقتي نزديك بخاري رسـيـد دو تـا شعله كوچك داخل بخاري به چشمش خورد، فكر كرد آتش بخاري است ، خواست كبريتي روشن كند ، اما همين كه دزد بيچاره كبريت را نزديك شعله ها برد، گربه بود و به او چنگ زد، دزد فرياد زد، واي سوختم كمك ! دزد فرار كرد ، اما پشت در پايش را روي دم سگ گذاشت ، سگ هم بيدار شد و پاي دزد را به دندان گرفت، دزد از درد باز فرياد زد و به حياط دويد اما گوشه حياط الا‌غ خوابيده بود او هم بيدار شد و با عصبانيت لگد محكمي به دزد زد ، لگد الا‌غ آنقدر محكم بود كه دزد چند متر آن طرف تر پرت شد . دزد از وحشت فرياد مي زد و كمك مي خواست . خروس كه روي پشت بام خوابيده بود بيدار شدو از آن بالا‌ با نوك تيزش به جان دزد افـتـاد، دزد پا به فرار گذاشت وقتي به دوستانش رسيد گفت: آنجا خانه غولهاست . من ديگر به آن خانه ترسناك نمي روم . به اين ترتيب دزدها رفتند و خانه مال حيوانها شد . آنها دور هم جمع شدند و روزگار خوشي را آغاز كردند همه مشغول به كار بودند و غذا تهيه مي كردند و شب دور هم جمع مي شدند و مي گفتند و مي خنديدند و بدين‌ترتيب آنها در آن كلبه جنگلي چه روزهاي خوشي را سپري كردند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 7:6 |
حيف نون خواب می بینه که روز قیامت شده. می گن هر کسی یه آدم خوب همراه خودش بیاره می ره بهشت. اولی یه شهید میاره، می ره بهشت. دومی یه جانباز میاره، می ره بهشت. حیف نون یه فرغون خالی دستش می گیره میاد. ازش می پرسن این چیه؟ می گه برید کنار، توش مفقود الاثر خوابیده!!

به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه كمكى كردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!

عزرائیل میاد سراغ حيف نون... حيف نون خودشو می زنه به مردن!

تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری کوچه بن بست است باید دور بزنی!

حيف نون ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا حسن و في الاخره حسن و قنا عذاب النار " يني چي ؟!ميگه يني " اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن

حيف نون ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. طرف ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من 60 كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. حيف نون ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم

به حيف نون میگن سفر حج چطور بود میگه خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل. البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم

هویجه با مامانش میره بیرون وسط راه به مامانش میگه مامان آب هویج دارم

SMS عاشقانه از طرف حیف نون:
کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم...

حيف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید... بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت: حالا یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
حيف نون از میان جمعیت برخاست و گفت: آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنم را بیاورم!

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 7:2 |

افسانه زندگی چنین است .... در سایه کوه باید از دشت گذشت

هزار تا رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق

توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو ...

یک روز رسد خوشی به اندازه کوه ٬ یک روز رسد غمی به اندازه دشت ٬. . .

تمام گلهای قرمز دنیا مال تو و گلهای سفید مال من ، اگه تو فراموشم کردی گلهای قرمزت پرپر بشه ، اگه من فراموشت کردم گلهای سفید کفنم بشه

کاش بدوني نديدنت نبودنت هرگز بهانه اي نميشه واسه از ياد بردنت

زندگي در گرو خاطره هاست ، خاطره در گرو فاصله هاست ، فاصله تلخ ترين خاطره هاست .

زنده ام با نام تو پژمرده ام بي نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو.

از برنامه 90 مزاحمتون می شم. می خواستم بگم شما به عنوان بهترین گل سال انتخاب شدید!

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 6:59 |


Powered By
BLOGFA.COM