تبليغاتX
غریب آشنا
بیشتر آدمها کم و خیلی تند نفس می کشند، اما تحقیقات نشان داده است که تنفس عمیق، آرام و طولانی ، برای تندرستی مناسب است و حتی استرس را نیز کاهش می دهد.

به گزارش مهر، به گفته پزشکان، نفس کشیدن عمیق و طولانی باعث از بین رفتن عصبانیت می شود، زیرا این عمل علائمی را برای آرام شدن به مغز ارسال می کند ، در نتیجه هورمون ها و تغییرات فیزیولوژیکی ایجاد می شود که منجر به آرام شدن ضربان قلب و کاهش فشارخون می شود.

دکتر “مایکل کربتیری” متخصص و روانپزشک دانشگاه جرج واشنگتن در پنسیلوانیا می گوید: تنفس خوب و سالم در شرایط بحرانی مانند عصبانیت و استرس بسیار مهم است، در این شرایط اکثر افراد به تنفس توسط قفسه سینه متوسل می شوند. در این نوع تنفس دم و بازدم بزرگ و جداگانه است که قفسه سینه به سرعت باد می کند و خالی می شود.

وی معتقد است ، برای این که در دوران عصبانیت بتوانید سالم و درست نفس بکشید، باید روی زمین دراز بکشید، دو دست خود را روی قفسه سینه قرار دهید و از دست خود به عنوان یک وسیله برای کاهش حرکات قفسه سینه استفاده کنید و به دیگر اعضای بدن خود اجازه دهید تا در تنفس شرکت کنند و به جای دم و بازدم قفسه سینه از دیافراگم استفاده کنید و به مدت ۵ دقیقه این حرکت را تکرار کنید.

لازم به ذکر است، کارشناسان خصوصیاتی را برای تنفس درست برشمرده اند که عبارتند از: ابتدا باید به آرامی و خیلی عمیق هوا را از بینی داخل ریه های خود کنید. یک دم سالم حدود ۵ ثانیه به طول می انجامد ، بازدم را به آرامی و از دهان خود انجام دهید و سعی کنید ریه های خود را کاملاً تخلیه کنید. ، دیا فراگم را برای تنفس خوب دخالت دهید. و اینکه سعی شود در هر دقیقه تنها ۶ یا ۸ نفس عمیق صورت گیرد که اکثر افراد در هر دقیقه بیش از ۲۰ مرتبه نفس می کشند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 11:4 |
باز هم شمارش معکوس هواداران پر و پا قرص آبي و قرمز آغاز شد تا پيکار 2 رقيب ديرينه از راه برسد و نقل محافل شود.
داربي 63 ، روز يکشنبه با قضاوت گونزالس اسپانيايي در ورزشگاه بزرگ شهر انجام مي شود ديداري که براي «پرسپوليس» پيشتاز و «استقلال» بحران زده اهميت بسزايي دارد و به بسياري از اماها و اگرها پاسخ خواهد داد.
پرسپوليس به مدد تفکرات افشين قطبي ، بر اين باور است تا رايحه پيروزي هاي پياپي را دوباره حس کند و استقلال قصد دارد با شکست رقيب ديرينه خود ، از بن بست فعلي نجات يابد.

داربي 63 در حالي روز يکشنبه در ورزشگاه بزرگ شهر برگزار مي شود و هوش و حواس ميليون ها فوتبالدوست را به خود جلب مي کند که پرسپوليس بر طبل قهرماني مي کوبد اما استقلال حال و هواي خوشي ندارد. شرايط متمايز قرمز و آبي ، چهره استقلالي ها را رنگ پريده و اوضاع سرخ پوشان را بر وفق مراد به پيش مي برد اما از ياد نبريم که داربي بزرگ اين دو باشگاه ريشه دار ، وضعيت خاص خود را دارد. تا اينجاي کار ، ريتم پرسپوليس را موزون تر مي بينيم زيرا قرمزها ، راه بردن را بلدتر هستند اما استقلالي ها به سبب ضعف مفرط در خط آتش و ناهماهنگي در قلب دفاعي ، نتوانسته اند در حد نام خود نمايش دهند. شتابزدگي در نواختن ضربات آخر ، هنوز از چهره آبي ها رخت بر نبسته ، ضمن اين که در قلب دفاعي ، تمرکز لازم را ندارد و از همه بدتر درگيري مجتبي جباري در بند مصدوميت ، موجب شده تا خط مياني ، صلابت گذشته را نداشته باشد. تمامي اين کاستي ها در آمار ضعيف استقلال در 8بازي اخير، دخيل بوده و اسباب نگراني هواداران سينه چاک آبي را فراهم آورده است.
در نقطه مقابل ، پرسپوليس را فهيم تر مي بينيم و چيدمان نفرات در خطوط سه گانه باعث شده تا ساختمان ذهني افشين قطبي ، کارساز واقع شود. با اين حال ، داربي بزرگ هميشه شرايط خاص خود را داشته و شايد نتوان بصراحت از تيم پيروز سخن راند اما از اينها گذشته ، اميدواريم جدال اين 2باشگاه پرطرفدار، ديدني و مهيج از آب در آيد.

جبران مافات
ترس از نباختن مثل خوره به جان استقلال افتاده و شايد اين هراس تمام ناشدني ، موجب شده تا آبي پوشان بابت آن ، هزينه اي گزاف بپردازند.نگاهي به جدول رده بندي ، بخوبي نمودار ضعيف استقلال را نمايش مي دهد و هواداران بيشمار آبي را در لاک عصبانيت فرو مي برد.اين واقعيتي ملموس است که در پيروزي ها ، کاستي ها پنهان مي ماند، اما وقتي تيم نتيجه نمي گيرد ، مشکلات سر باز مي کند.ضعفهاي استقلال در 8بازي اخير ، بکرات به چشم آمد، اما نه تنها اين نقاط تاريک ، ترميم نشد که در ديدار حساس مقابل سپاهان نيز تکرار شد. حالا سوال اينجاست که نقش کادر فني و کوچينگ چيست؟ مگر نه اين است که هنر کادر فني يک تيم ، زماني نمايان مي شود که تکنيک هاي رواني خود را در مواقع بحراني به کار گيرد ، پس چرا سهل انگاري ها همچنان تداوم دارد؟ استقلال چه در سيستم دفاع 4 نفره خطي و چه در شيوه دفاع 3 نفره ، هوشمند بازي نمي کند و تغييرات تاکتيکي نتوانسته اکسيري شفابخش باشد. عقل سليم حکم مي کند که ناصر حجازي و دستيارانش ، ابزار اين تغييرات را يعني بازيکناني که در چارچوب دستورات تيمي ، توانايي حضور موثر در ليگ برتر را داشته باشند مهيا کنند. به باور ما ، آماده نبودن مجتبي جباري که سرعت در تصميم گيري ، اوج هنرنمايي اوست ، دست کادر فني استقلال را بسته است.
در بازي با سپاهان ، بخوبي مي ديديم که اين تيم باهوش اصفهاني به محض مالکيت توپ ، مثل فنر در عرض زمين باز مي شد و در انتقال توپ به يک سوم دفاعي استقلال ، در کمترين زمان ممکن اهتمام مي کرد زيرا محرم نويدکيا، ژنرال خط مياني به سبب ذکاوت بالا براي بازيخواني و سرعت در اجراي تصميمات تاکتيکي ، بخوبي ايفاي نقش مي کرد. هر چند فرهاد مجيدي در اين روز قصد داشت جاي خالي جباري را پر کند اما وي به دليل اين که ذاتا يک مهاجم تمام کننده است ، نمي توانست از جنس پاسهاي وي استفاده کند. شايد بازگشت جباري بتواند در ميدان پر التهاب يکشنبه ، حس برتري جويي آبي ها را مضاعف کند و فضاي روحي ترک خورده استقلال را ترميم نمايد.اکنون شرايط به گونه اي رقم خورده که استقلال محکوم به پيروزي است تا شايد با کسب امتيازهاي لازم و طلايي اين ديدار ، از بحران و برزخ فعلي نجات يابد. در مبحث فني ، بايد به نکته مهم ديگري نيز اشاره کرد و آن نقش کم رنگ جناح چپ استقلال در مواقع پيشروي است.
در بازيهاي اخير، بار اصلي تغذيه مهاجمان بر دوش محمد نوازي ، پيستون متحرک جناح راست بود تا وي با ارسال پاسهاي مورب و پخته ، حمله وران را صاحب فرصت طلايي کند اما در قرينه اين منطقه ، يعني جناح چپ ، تحرک بايسته از جانب اميرآبادي و منيعي ديده نمي شود که اين ضعف به يک عادت تبديل شده است.
شک نداريم حضور موثر در حرکات طولي از يک سو و بازيسازي جباري از سويي ديگر مي تواند نسخه اي شفابخش براي پسران آبي در بازي يکشنبه باشد ، منوط به اين که خط آتش استقلال بويژه آرش برهاني ، وظايف محوله را به خوبي انجام دهد و در زدن ضربات نهايي ، دقت عمل بيشتري داشته باشد.

پتانسيل بالا
مي رسيم به پرسپوليس ؛ تيمي که تا اينجاي کار، نتيجه گراترين تيم در ليگ هفتم است و در مقهور کردن رقبا، شگرد داشته است.
افشين قطبي به عنوان استراتژيست پرسپوليس ، دوران مدرنيته را براي ارتش سرخ ، هموار کرده است.
حتي در برخي از بازيها که پرسپوليس ، آن شادابي لازم را نداشته باشد (همانند بازي با ذوب آهن) اما فتح دروازه حريف و کسب اندوخته هاي بايسته ، تکرار مي شود.دليل اين که ارتش سرخ روي خط پيروزي حرکت مي کند ، قدمهاي استوار و اعتماد به نفس يکايک نفرات و انديشه هاي کادر فني است که از ابتدا تاکنون پابرجا مانده است.
پرسپوليس برخلاف رقيب ديرينه اش ، در خطوط سه گانه موفق تر عمل کرده ، زيرا تجربه گران نفرات قرمز باعث شده تا آنها چم و خم کار را بهتر و راحت تر بدانند.
رقابت جدي رودباريان و واعظي در دروازه ، يکي از محسنات پرسپوليس در آخرين نقطه دفاعي به شمار مي آيد. حيدري و نصرتي به عنوان عناصر اصلي دفاعي ، اين منطقه را بيمه کرده اند و در جناحين رضايي و نوري عملکرد مثبتي داشته اند.اوج موفقيت پرسپوليس در خط مياني است ، جايي که باقري ، آقايي ، آشوبي و بادامکي يک لحظه آرام و قرار ندارند و در پيشاني خط حمله ، خليلي و عقب تر از او، نيکبخت واحدي به عنوان يک بازيکن آزاد، عصاي دست سرخ ها هستند. به اين جمع ، الونگ ، خرسندي ، عبدي ، خيرخواه را هم اضافه کنيد تا به پتانسيل بالاي پرسپوليس ، مهر تاييد بزنيد. با توجه به اين بک راند ، هواداران قرمز انتظار دارند که قطبي و يارانش با قدرت اخير خود ، بتوانند گليم خود را تا مرز برتري بر رقيب ديرينه و حتي تا مرز قهرماني بيرون بکشند.بلوغ تکنيکي ، تاکتيکي و رواني پرسپوليس و حضور يک طيف نوگرا در کادر فني ، قرمزها را در منظومه بزرگان قرار داده اما سوال اينجاست که آيا اين فرآيند در داربي بزرگ هم تکرار خواهد شد يا اين که آبي ها به شکست ناپذيري ارتش سرخ ، پايان خواهند داد.
خودباوري پرسپوليس از يک سو و تکاپوي استقلال براي جبران مافات ، از سويي ديگر نويد يک پيکار جذاب را مي دهد. تا يکشنبه صبر مي کنيم که ببينيم دنيا به کام پرسپوليس خواهد بود يا اين که استقلال بر معادلات ، خط بطلان خواهد کشيد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 10:59 |
‏عليرغم حساسيت‌هاي زياد كارگردان و عوامل‎ ‎سريال «ميوه ممنوعه» براي لو نرفتن پايان ماجراي «حاج ‏يونس» برخي نظرها در‎ ‎اين باره حاكي است، پايان‌بندي اين مجموعه به طرز هنرمندانه‌اي با عنوان‎ ‎آن گره ‏مي‌خورد‎. بنا براين نظر حاج يونس فتوحي تمام شروط «هستي شايگان» را مي‌پذيرد‎ ‎اما از سوي ديگر به دليل به قتل ‏رسيدن پدر هستي توسط «جلال فتوحي» سرخورده‎ ‎و سرافكنده از اين عشق بي فرجام كنج عزلت مي‌گزيند. ‏با اين حال خانواده او‎ ‎با پذيرش دوباره حاج يونس وي را نجات مي‌دهند و عليرغم عشق ممنوعه‌اي‎ (‎ميوه ‏ممنوعه‌اي‌) كه وي را از خانواده خود دور كرده بود او را از دوزخ‎ ‎تنهايي به بهشت خانواده باز مي‌گردانند‎… ‎‎. اينكه تا چه ميزان اين پيش‌بيني درباره پايان بندي براي سريال ميوه‎ ‎ممنوعه درست است طي شب‌هاي آينده ‏مشخص خواهد شد اما به نظر پايان‌بندي‎ ‎منطقي براي اين مجموعه خواهد بود. از آنجا كه پيرنگ اوليه داستان ‏اين‎ ‎مجموعه به گفته عوامل آن با برداشتي آزاد از داستان «شاه لير» شكسپير و‎ «‎شيخ صنعان» عطار نوشته ‏شده است، رگه‌هايي از اين دو داستان (به عنوان‎ ‎نمونه محروم شدن كوردليا دختر كوچك شاه‌لير از ارث و ‏سپس پناه بردن مجدد‎ ‎شاه‌لير به او)، در صورت صحت اين پايان بندي همچنان در اين مجموعه محفوظ‎ ‎خواهد ‏بود. همچنين كشمكش شيخ صنعان در داستان منطق‌الطير بر سر حفظ ايمان‎ ‎خود و سرانجام وانهادن آن به ‏عشق دختر ترسا در متن ماجراي حاج يونس فتوحي‎ ‎نيز به چشم مي‌خورد‎.
+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 10:57 |
اغماء» (ببخشيد… برعکس بايد مي نوشتم!) مبني بر عدم اطلاع تمام عوامل دست اندرکار ساخت اين مجموعه تلويزيوني از پايان داستان ؛ خوشبختانه نگارنده از آنجا که سوئنظر کرده است و با عوام فرق دارد، از طريق «سيمکارت الياس» (يا «الياس کارت» معروف) که هميشه و در هر لحظه مي تواند مشترک مورد نظر را در دسترس قرار دهد، توانست با يکي از عوامل وابسته به «الياس» تماس برقرار کند و از چند و چون پايان اين سريال ديدني باخبر شود.
پايان سريال اغماء: با اطلاع يکي از اهالي محل که چشم بصيرت دارد (از همان چشم هايي که در سريال سال قبل بود) در يک عمليات غافلگيرانه ، «الياس» به همراه جمعي ديگر از اراذل و اوباش محله دستگير و روانه زندان مي شوند. موبايل وي نيز به نفع شرکت مخابرات براي کمک به بهبود سيستم مکالمات تلفني ، ضبط و مصادره مي گردد. «دکتر جودت» به خاطر اين که خانم «خانم دکتر برديا» به او گفته است: «بي شعور» و او را شناخته است از ازدواج با وي منصرف شده و به باغ عمه اش پناه مي برد و کمي سرخورده مي شود.
در همين هنگام الياس به شيوه اي خاص از دست ماموران فرار کرده و به باغ عمه دکتر جودت مي رود و در قالب يکي از دوستان وي ، زنگ در باغشان را در يک روز باراني پاييزي به صدا درمي آورد و يک مجموعه تلويزيوني ديگر براي رمضان سال ديگر در ذهن سيروس مقدم کليد مي خورد. «دکتر پژوهان» نيز به خود مي آيد و با وساطت «حاج يونس» با دکتر برديا ازدواج نمي کند و خواستگار «هستي» مي شود که در همين هنگام ، جرقه ساخت يک مجموعه ديگر در ذهن کارگردان سريال «ميوه ممنوعه » براي سال بعد زده مي شود.
پيام اخلاقي سريال:
اي بسا ابليس آدم رو که هست
پس به هر دستي نبايد داد دست
+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 10:54 |


Powered By
BLOGFA.COM