تبليغاتX
غریب آشنا

محل مناسب جهت گلخانه

1 اولين نكته مهم محل مناسب است. در انتخاب محل مناسب، فضاي توسعه بايستي مورد توجه قرار گيرد. پيش بيني احداث ابنيه مورد نياز علاوه بر اسكلت گلخانه ها، ساختمان كارگري، سرويسهاي بهداشتي، فضاي لازم جهت ذخيره آب و سوخت  از اهميت ويژه اي برخوردار است.

2 توپوگرافي محل مورد نياز : بايستي محل تا حد امكان مسطح باشد تا هزينه تسطيح كاهش يابد. بدليل استفاده گسترده از آب در عمليات گلخانه ها احداث يك سيستم زهكش مناسب مخصوصاً در خاكهاي داراي بافت سنگين ضروري است مخصوصاً قرار دادن لوله هاي سفالي.

3 در مناطق بادخيز گلخانه را نبايد عمود بر جهت بادهاي غالب احداث كرد. بهترين حالت اين است كه طول گلخانه تقريباً در امتداد جهت باد غالب محل بوده و نسبت به آن انحراف مختصري داشته باشد. گلخانه‌هاي قوسي ( تونلي يا كوانست Quonset يا هافمن) كه داراي سقف و ديواره كماني مي باشد باد را به سهولت از روي خود عبور داده و بهتر از گلخانه ها زاويه دار داراي ديواره عمودي در برابر باد مقاومت مي‌كنند.

4 دسترسي سريع به نيروي كار ارزان و همچنين دسترسي به امكانات جهت حمل و نقل كه در صورت بهره گيري سريع منجر به كاهش هزينه هاي توليد خواهد شد كه هدف نهايي مديريت گلخانه است .

5 محل احداث عامل تعيين كننده نوع سوخت مورد استفاده است. گلخانه هاي دور از لوله هاي گاز مجبور به استفاده از ساير منابع انرژي بجاي گاز مي باشد كه به عنوان ارزان ترين و پاك ترين منبع انرژي به شمار مي رود.

6 در احداث گلخانه هاي تجاري آب بدليل استفاده گسترده آن از فاكتورهايي است كه كميت و كيفيت آن حائز اهميت است. يونهاي سديم، كلر و بي كربنات باعث كاهش كيفيت آب، صدمه به گياه و در نهايت افت محصول خواهد شد.

استفاده از آب چاه بدليل اينكه آب لوله كشي ممكن است داراي فلورايد باشد (فلورايد براي گياهان مضر است) مطلوب تر است. آب رودخانه هم ممكن است به عوامل بيماريزا آلوده باشد.

7 در هنگام احداث گلخانه توجه به جهت مطلوب جهت بهره برداري از تابش نور اپتيمم يك فاكتور مهم به شمار مي رود. مخصوصاً در زمستان كه شدت نور عامل محدود كنندة رشد است، نمود پيدا مي‌كند.

بطور كلي و به عنوان يك قاعده گلخانه هاي تك واحدي در عرضهاي بالاتر از 40 درجه شمالي در امتداد شرق به غرب ساخته مي شوند تا قادر باشند نور آفتاب زمستاني كه زاويه تابش و شدت پائيني دارند را به نحو مناسب دريافت كند. در عرض هاي پائين تر از 40 درجه شمالي بدليل اينكه زاويه تابش نور خورشيد به مراتب بيشتر است امتداد شمالي ـ جنوبي مناسب تر است. در گلخانه هاي بهم پيوسته در تمام عرض جغرافيايي جهت شمال به جنوب مطلوب تر است. جهت شمال به جنوب باعث مي شود كه سايه در طول  روز در عرض كف گلخانه حركت كند.

 

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:46 |

 :: آشنايي با انواع گلخانه ها از جهت شكل و ساختمان

بازگشت

 

امروزه گلخانه هاي شيشه‌اي از پرهزينه ترين انواع گلخانه ها هستند. گرچه چنين ساختمانهايي 100 سال يا بيش از اين  دوام مي آورند منتهي بدليل مصرف سوخت زياد هزينه متوسط توليد و نگهداري آنها به مراتب بيش از گلخانه هاي ساخته شده با ورقه‌هاي نازك پلاستيكي است. با توجه به كاربرد چند نوع گلخانه شيشه‌اي طراحي مي‌شود. در گلخانه هاي يكطرفه و دو طرفه (A شكل) بهترين استفاده از نور خورشيد به عمل مي‌آيد ولي امروزه اين سبك ها به ندرت بكار مي رود. نوع ديگري از گلخانه هاي A شكل طرح بهم پيوسته (جوي و پشته) كه متشكل از چندين گلخانهA شكل است كه از ديواره ها بهم متصل است. منتهي ديواره ها برداشته شده و عملاً ساختماني پديد مي‌آيد كه داراي فضاي داخلي بزرگ و واحد است كه منجر به كاهش نيروي كار و كاهش هزينه اتوماسيون و كاهش مصرف سوخت و مديريت راحت تر مي‌شود.

امروزه متداولترين فرم بصورت كماني (تونلي) متشكل از لوله هاي فلزي گالوانيزه است كه مناسب ترين حالت براي تونلهاي پلاستيكي بوده و به صورت كمانهاي نيم دايره اي به فواصل معين در امتداد هم قرار مي گيرد و توسط اتصالات متعدد طولي و عرضي بهم متصل مي‌شوند. روي كمانها شبكه اي از مفتولها گالوانيزه گرم نصب مي شوند (قابليت كشش) و پوشش پلاستيكي روي اين شبكه مفتولي قرار مي‌گيرد علاوه بر اسكلتهاي Quonset منفرد كه مهمترين مزيت آنها جلوگيري از اشاعه بيماري در شرايط  حاد به ساير واحدها مي باشد، گاهي اسكلتهاي كماني را بصورت بهم پيوسته مي‌سازند. در اين وضعيت پايه واحدها مشترك بوده و در محل تقاطع كمانهاي سقفي ناودانهايي جهت هدايت آب باران و برف تعبيه مي‌شود. عمل تهويه در چنين واحدهايي با استفاده از دريچه هاي سقفي و جانبي كه به اهرم هاي بالا برنده مجهز مي‌باشند انجام پذير است . در احداث چنين واحدهايي لزوم بكارگيري سيستم حرارتي قوي جهت جلوگيري از افت شديد حرارت در شبهاي سرد زمستان احتياج است. چون ايجاد نقص موقتي و جزئي در قسمتي از سيستم حرارتي به شدت به كل واحد تأثير مي گذارد. البته معمولاً بدليل وجود سطح كمتر كه در معرض فضاي خارج قرار مي گيرد اتلاف حرارت كاهش خواهد يافت .

 

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:43 |
 

ر حال حاضر توجيه مالي طرح ساخت گلخانه‌‏ها توسط بانك كشاورزي حايز اهميت است ؛ زيرا با توجه به نرخ سودها و ميزان بالاي ضايعات اين طرح‌‏ها فاقد توجيه مالي است.


مهندس محمدحسين مريخي, معاون اداره اعتبارات و هدايت سرمايه‌‏گذاري بانك كشاورزي, درگفت و گو با خبرنگار خبرگزاري كار ايران، ايلنا، در رابطه با ساخت گل‌خانه توسط اين بانك و واگذاري آن به فارغ‌‏التحصيلان و ساير متقاضيان به صورت اجاره به شرط تمليك, گفت: طي سال‌‏هاي گذشته شركت بانك زمين وابسته به بانك كشاورزي با خريد زمين‌‏هاي وسيع و آماده‌‏سازي بستر خاك همچنين تامين آب مورد نياز اقدام به تحويل اين زمين‌‏ها به متقاضيان مي‌‏كرد و حال به نظر مي‌‏رسد, با استفاده از اين مكانيزم گلخانه‌‏ها پس ازآماده‌‏سازي زير ساخت‌‏ها در اختيار فارغ‌‏التحصيلان و ساير متقاضيان قرار گيرد.
وي، عنوان كرد: ساخت گلخانه‌‏ها و واگذاري آن به صورت اجاره به شرط تمليك هنوز وارد مرحله اجرايي نشده و در ابتداي كار قرار داريم ؛ البته اين تصميم‌‏گيري روند ساخت و توليد محصولات گلخانه‌‏اي را تسريع مي‌‏كند.
مريخي, با بيان اين‌‏كه اين تصميم‌‏گيري در بانك زمين در مرحله مطالعات تهيه زمين قرار دارد, افزود: در حال حاضر توجيه مالي طرح حايز اهميت است ؛ زيرا اين‌‏گونه طرح‌‏ها با توجه به نرخ سودها همچنين, ميزان بالاي ضايعات در اين بخش فاقد توجيه مالي است.
وي, با اشاره به اجراي طرح در شهرك‌‏هاي خاص نظير هشتگرد، تهران و منطقه شمالي كشور, عنوان كرد: بر اساس مصوبه سال گذشته در قالب بند "ل" كه از سال جاري اجرايي شده به ميزان 5 درصد يارانه به ساخت گلخانه‌‏ها اختصاص مي‌‏يابد.
معاون اداره اعتبارات و هدايت سرمايه‌‏گذاري بانك كشاورزي،تصريح كرد: به متقاضيان طرح‌‏هاي گلخانه‌‏اي با معرفي وزارت جهادكشاورزي و با در نظر گرفتن سهم آورده تسهيلات پرداخت مي‌‏شود كه در سال جاري بر مبناي نرخ سود 5/11 درصد، 5 درصد يارانه به متقاضيان اين طرح‌‏ها اختصاص مي‌‏يابد و در نهايت با حداقل نرخ سود موجود (در حد 6 درصد) اعتبار پرداخت مي‌‏شود.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:42 |

ابی ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

 

2- از ابی ميپرسن: پيغمبر کي به رسالت رسيد؟ ميگه: نميدونم، من سيد خندان پياده شدم

 

3ابی ميره مسابقه. بهش ميگن: اون كدوم پيغمبر بود كه كشتي داشت؟ ابی يه كمي فكر مي‌كنه و مي‌بينه عقلش به هيچ‌كجا قد نمي‌ده. مي‌گه: بابا يه كم كمك كنين. مجري مسابقه هم مياد يه حال اساسي بهش بده و كلي راهنماييش كنه و مي‌گه: بابا جون اون پيغمبري كه يه كشتي داشت، تموم حيوونا رو هم سوار كرد، فيلمش رو هم تلويزيون نشون داده... يك دفعه ابی مي‌گه: آهان فهميدم... حضرت يوگي و دوستان!

 

4- ابی زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ ابی ميگه:‌ بابا الان دو هفته ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!

 

 

5- از ابی ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!

 

6ابی هي مي‌نشست و با گريه و زاري دعا مي كرد و مي گفت: يا امام رضا قربونت برم، يه كاري كن من توي مسابقه ارمغان بهزيستي صد ميليون تومن برنده بشميك شب امام رضا اومد به خواب زن ابی و بهش گفت: برو به اين شوهرت بگو اين كه اين همه گريه و دعا مي كنه آخه بره حداقل يك كارت ارمغان بخره كه من برنده‌اش كنم!

 

7-  ابی ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ ابی ميگه: خيلي سنگ خوردم ولي بلاخره تونستم بوسش کنم!

 

8-  به ابی ميگن چهارده معصوم رو ميشناسي؟ميگه:آره. ميگن اسم ببر. ميگه: به اسم نمي شناسم به قيافه مي شناسم

+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:25 |
سلام

خدمت برادر زاده با فهم و عزیزم سلام گرم و صادقانه و بهاری دارم.

علی رضا جان پیامت رسید بسیار خوشحال شدم .انشاءا...

بعد امتحانات یک وبلاگ جدید بنام گل زیبایت راه می اندازیم .

موفق وموید باشید .سلام مرا به خانواده مهربان وبا حالت برسان.

قربانت-ابی عمو

+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:59 |
 
با تشکر از حسن شما توجه
+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:46 |

™ بنام زیباترین نام هستی ، خدای خوب و مهربان ˜

 

«عید نوروز»

 

شناخت فرهنک نوروز در باور ما ایرانیان و باید چه کار کنیم که در عید نوروز خوش حال باشیم

همه ملت های جهان فرا رسیدن سال نو را جشن می گیرند ما ایرانیان نیز بعد از سرما وبرف و یخ بندان طولانی به امید سال نو می نشینیم .وقتی که برف ها آب می شوند و گل ها و سبزه ها کم کم از دل خاک بیرون می آیند آن روز پرستو ها دسته دسته رسیدن بهار و سال نورا تبریک می گویند .

مردم ایران اززمان های قدیم خانه های خود را تمیز می کردند ،به بچه ها لباس نو می خریدند وبا خریدن آجیل ومیوه وشیرینی آماده پذیرائی از میهمانان گرامی می شوند .

ما ایرانیان آخرین روز چهارشنبه ی سال را به نام چهار شنبه سوری با روشن کردن آتش وپختن شام مخصوص جشن می گیریم .وقتی از روی آتش می پریم ،در دلمان نیت کرده و موقع پریدن از روی آتش می گوئیم:سرخی تو از من        رزدی من از تو.

هفت سین یکی دیگر از آداب نوروز است در سر سفره هفت سین قرآن ، آیینه ،شمع و ماهی و... میگذاریم .هفت سین عبارت است از:سیب ،سکه ،سنجد ، سبزه ، سیر ، سماق وسرکه.

جشن نوروز از اول فروردین شروع می شود و بعد از سیزده روز پایان می پذیرد .در این مدت مردم به دید و بازدید هم دیگر می روند و بزرگ تر ها به کوچک ترها عیدی می دهند .

در روز سیزده بدر مردم سبزه های خود را برداشته و به طبیعت می روند و سعی می کنند جشن نوروز را به شادی و خرمی به پایان برسانند.  

در این روزها بهتر است فقط به خودمان فکر نکنیم بلکه خانواده هائی هستند که نمی توانند برای بچه هایشان لباس نو بخرند و پول ندارند تا با خریدن شیرینی و میوه از میهما نان پذیرائی کنند پس بیائید در آستانه سال نو شادی هایمان را  قسمت کنیم .به امید روزی که در عید نوروز هیچ کودک ایرانی عمگین ونگران نباشد.

مریم محمدی کلاس سوم دبستان دخترانه بامداد

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:39 |

بهار آمد ، پریشان  باغ  من  افسرده بود امّا

به جو باز آمد آب رفته ، ماهی مرده بود امّا

« مهدی اخوان ثالث »

 

محبّت  چراغ  است

 

گفتی ،

       کجا رفت  

            آن مهر و محبّت ها ،

چه شد  ،

       آن دوستی ها و ارادت ها.

 

«»  «»

 

در جستجوی

                 محبّت ها

زباله دان را

              زیر و رو کردم

دریغا . . .    

            مرحمتی ها گم شده است

رد پای دوستی را گرفتم

                  دوست گم شده است

در باغ  مهر و محبّت

                  باغبان گم شده است

امّا  ،  چراغ  محبّت

              از دور سوسو می زند.

 

«»  «»

 

راستی کجا رفت

آن مهر و محبّت ها ؟

                  آن  عهد و پیمان ها ؟

چه شد آن  

       عفو و پوزش ها ؟

                 خواهش ها و تمنا ها ؟

«»  «»

 

چه قدر گفتم

           نکن این کار ها  را

 که نفرت زاید

              این  رفتار  ها  را

شکستی حرمت دوستی را

               کاشتی تخم کین و دشمنی را

«»  «»

 

در  سوسوزدن  چراغ  محبت

          چهرهء رنگ پریدهء بی روحت

افتاده در لجنزار َوهم  شیطانی

هم در دام نوکر سلطان و

                  هم با مامور اطلاعاتی

با خوی حریص و هوسبازت  ،

                       مدام در پی پیرانی

دین ستیز و بی خط 

                  غرق ِ سیاستِ  ناکامی

«»  «»

  

من هر وقت بخواهم ،

                   می توانم  تو را ببینم

صدایت را بشنوم

                 دستت را بگیرم ،

نوازشت کنم.

               سپر بلایت  باشم

اما . . .

نمی خواهم  ،  نمی کنم.

                     

«»  «»

 

گرچه دیگر

               اعتمادی نیست

من نمیدانم چرا ،

                 این دل رسوا ،

برایت تنگ می گردد.

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:35 |

راهت را مستقیم ادامه بده

وبه پشت سرت نگاه نکن

به پشت سر نگاه کردن

تو را زمین میزند

ونابود می کند

چه کسی شنیده است

که می شود صدوهشتاد درجه سر راچرخاند

وراه رفت؟

 

قدم هایم در مسیر اندیشه هایم برداشته می شود

نه با آن شتابی که مرا به نفس نفس بیندازد

ونه با آن سماجتی که مرا از نفس کشیدن باز دارد

 

با توام صبح سپید

روبرویت مرا به رقص آبی فرداها ببر

پنجه در پنجه ی شب گره زدن

ماتمی نیست که روی آن مکث کنم

باورم از سپیدترین یاس پنج قاره لبریز می شود

حتی وقتی در کوچه ی تنهایی

کسی سلامم را پاسخ نمی دهد

پنجره وسعت چشمان بیدارم می شود

و تنفس نفس های همسایه

اگر چه بغض صدایم را نمی شناسد

نبض تکرار روز را در من فریاد میزند :

چقدر صدای نفس های همسایه ی سیاه پوستم را دوست دارم

وقتی چشمانش در نگاهم می ماند

پنج بار حرکت زمین را

برای زنده ماندم تشریح می کند

باورم از سپیدترین یاس پنج قاره لبریز می شود

حتی وقتی در کوچه ی تنهایی

کسی سلامم را پاسخ نمی دهد

+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:33 |

راه بهشت

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند.

پياده‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟»

دروازه‌بان: «روز به خير، اينجا بهشت است

- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم

دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بوشيد

- اسب و سگم هم تشنه‌اند.

نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.

مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.

مسافر گفت: روز به خير

مرد با سرش جواب داد.

- ما خيلي تشنه‌ايم.، من، اسبم و سگم.

مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.

مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند.

مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد.

مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟

- بهشت

- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!

- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.

مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود!

- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند...

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:4 |

راه بهشت

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند.

پياده‌روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟»

دروازه‌بان: «روز به خير، اينجا بهشت است

- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم

دروازه‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: «مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بوشيد

- اسب و سگم هم تشنه‌اند.

نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.

مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.

مسافر گفت: روز به خير

مرد با سرش جواب داد.

- ما خيلي تشنه‌ايم.، من، اسبم و سگم.

مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.

مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند.

مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد.

مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟

- بهشت

- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!

- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.

مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود!

- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند...

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:3 |


Powered By
BLOGFA.COM