تبليغاتX
غریب آشنا


 
دوستت دارم

 
جملهٔ کوتاهیست که هر کسی‌ لیاقت شنیدنش را ندارد

 
هدیه ایست که هر قلبی فهم گرفتنش را ندارد
 
 
قیمتی دارد، که هر کسی‌ توان پرداختش را ندارد

 
جایگاه معرفتی می خواهد، که هر کسی برازندگی آن جایگاه را ندارد

 
فرصتی می خواهد، که هر کسی لایقش نیست....

 
پس بدان و آگاه باش که گفتن دوستت دارم

 
آغاز تمامی این ویژگی هایست
+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه نوزدهم فروردین 1391 و ساعت 13:0 |




شاید هیچ وقت به این فکر نکرده باشیم که بعضی چیزها رایگان هستند اما بسیار گرانبها و
 
چون رایگان به دستشان می آوریم قدرشان را نمیدانیم:

دوستان
در آغوش کشیدن و در آغوش کشیده شدنها

لبخندها

بوسه ها

خانواده

خنده های از ته دل

خواب راحت

خاطرات خوب

و عشق

 


تا آنها را داریم قدرشان را بدانیم که بعد دیر است
+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه نوزدهم فروردین 1391 و ساعت 12:57 |
 
سه ظرف را روی آتش قرار دادیم. در یکی از ظرفها هویج در دیگری تخم مرغ و در دیگری قهوه ریختیم و
 
 پس از ۱۵ دقیقه:

هویج که سفت و محکم بود نرم و ملایم شد -

تخم مرغ که شل و وارفته بود سفت ومحکم شد-

 دانه‌های قهوه در آب حل شدند و آب -رنگ و بوی قهوه گرفته است. حالا فرض کنید آبی که در حال جوشیدن است مشکلات زندگیست . شما در مقابل مشکلات چگونه اید؟

هیچ وقت مثل هویج نباشید..!

مثل هویج سخت و قوی وارد مشکلات می‌شوید ودر مقابل بسیار خسته میشوید- امیدتان را از دست داده وتسلیم می‌شوید. با قلبی ملایم وحساس وارد میشوید وبا یک قلب سخت وبی احساس خارج میشوید

از دیگران متنفر میشوید و همواره تمایل به جدال دارید.

هیچ وقت مثل تخم مرغ هم نباشید…!با بی انگیزگی و شل بودن شروع می کنید و بعد مثل سنگ سفت می شوید .تک بعدی ادامه می دهید و در آخر یک جایی کم می آورید و می شکنید .

در مقابل مشکلات مثل قهوه باشید. آب قهوه را تغییر نمیدهد. قهوه آب را تغییر میدهد. هر چه آب داغتر باشد طعم قهوه بهتر میشود…!

پس بیایید در مقابل مشکلات مثل قهوه باشیم- ما مشکلات را تغییر دهیم. نگذاریم مشکلات ما را تغییر دهد.

از طعم قهوه تان لذت ببرید…


+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه نوزدهم فروردین 1391 و ساعت 12:48 |

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 13:22 |
http://www.niyara.com/wp-content/uploads/2011/08/image0021.jpg

+ نوشته شده توسط ابراهیم در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 11:41 |
گروه اینترنتی قلب من

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او
رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم
زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی
به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه یازدهم بهمن 1390 و ساعت 12:38 |

از تامل برانگیزترین ایمیل هایی بود که تاکنون دیده ام

 آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود.

اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروت كروكي جگري. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.

بعد موقعيت ديگري پيشنهاد كردند : پاريس خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يكي از آنها نه سالگي در تصادفي كشته ميشود. گفتم حرف اش را هم نزنيد.

بعد قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي كنيم. توي دخمه اي عينهو قبر. اما كسي تصادف نكند. كسي سرطان نگيرد. قبول كردم.

حالا كلوديا- همين كه كنارم ايستاده است - مدام مي گويد خانه نور كافي ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال خالي است. اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف.

كلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند.

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه ششم آذر 1390 و ساعت 11:59 |

۱-به ستاره قرمز روی دماغ دختره به مدت ۳۰ ثانیه خیره بشین.
۲- حالا به یک کاغذ سفید یا دیوار سفید نگاه کنین و مرتب پلک بزنین.

حالا چی می بینید؟؟


+ نوشته شده توسط ابراهیم در یکشنبه ششم آذر 1390 و ساعت 11:8 |

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 10:52 |

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 10:41 |

زنانی که رویاهایشان را می بافند.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 11:53 |

به این میگن دعا از سرصدق.آیا این دعا قبول نمیشود؟...



+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 11:39 |

+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 11:8 |
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود لذت ببرید.

سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید:
Energy (انرژی)،
Enthusiasm (شورواشتیاق)،
Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.
گروه اینترنتی قلب من
شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
گروه اینترنتی قلب من
زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.
38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:
40- کمک کنید تا پیامهای مثبت همیشه در جهان جاری باشد و بازتاب آنرا در زندگیتان ببینید.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه هفدهم آبان 1390 و ساعت 7:49 |
www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه سوم آبان 1390 و ساعت 8:34 |

چند سال پیش ، در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کردمادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود . تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید واز روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها
دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد .پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند.پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم
ناخنهای مادرش مانده بودخبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به اونشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت .

 این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند
گاهی مثل یک کودکِ قدرشناس
خراشهای عشق خداوند را به خودت نشان بده
خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند

 

+ نوشته شده توسط ابراهیم در سه شنبه سوم آبان 1390 و ساعت 7:44 |

سخت آشفته و غمگین بودم…

به خودم می گفتم:

بچه ها تنبل و بد اخلاقند

دست کم میگیرند

درس ومشق خود را…

باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

و نخندم اصلا

تا بترسند از من

و حسابی ببرند…

خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید

مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !


اولی کامل بود،


دومی بدخط بود

بر سرش داد زدم...


سومی می لرزید...

خوب، گیر آوردم !!!

صید در دام افتاد

و به چنگ آمد زود...

دفتر مشق حسن گم شده بود

این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت

تو کجایی بچه؟؟؟

بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”


بازکن دستت را...

خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم

او تقلا می کرد

چون نگاهش کردم

ناله سختی کرد...

گوشه ی صورت او قرمز شد

هق هقی کردو سپس ساکت شد...

همچنان می گریید...

مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله


ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد

زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……


گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن


چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود

غرق در شرم و خجالت گشتم

جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود

سرخی گونه او، به کبودی گروید …..


صبح فردا دیدم

که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر

سوی من می آیند...


خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من

تا که حرفی بزنند

شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید


سخت در اندیشه ی آنان بودم

پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”


گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟

گفت : این خنگ خدا

وقتی از مدرسه برمی گشته

به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده

قصه ای ساخته است

زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است

درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….


چشمم افتاد به چشم کودک...

غرق اندوه و تاثرگشتم


منِ شرمنده معلم بودم

لیک آن کودک خرد وکوچک

این چنین درس بزرگی می داد

بی کتاب ودفتر ….


من چه کوچک بودم

او چه اندازه بزرگ

به پدر نیز نگفت

آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم


عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام ….

او به من یاد بداد درس زیبایی را...

که به هنگامه ی خشم

نه به دل تصمیمی

نه به لب دستوری

نه کنم تنبیهی

***

یا چرا اصلا من
عصبانی باشم

با محبت شاید،
گرهی بگشایم


با خشونت هرگز...

با خشونت هرگز...

با خشونت هرگز...

+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه سی ام مهر 1390 و ساعت 11:44 |
10فایده شگفت انگیز سیب


10 فایده شگفت انگیز سیب

سیب نقش مهمی در سلامت بدن دارد و مزیت آن این است كه علاوه بر پیشگیری از بیماری‌ها، باعث افزایش سلامتی نیز می‌شود.

 

پایین آوردن كلسترولسطح بالای كلسترول در بدن مشكلات طولانی مدت و خطرناكی را به دنبال دارد با مصرف سیب می‌توانید سطح كلسترول را در حد نرمال نگه دارید. مطالعات و پژوهش‌ها حاكی از این است كه خوردن دو عدد سیب‌ در هر روز تقریبا به میزان 16 درصد سطح كلسترول را پایین می‌آورد. برای كاهش سطح كلسترول هیچ چیز دیگری به اندازه سیب‌ مفید نیست.

تقویت دستگاه گوارشافرادی كه از مشكلات دستگاه گوارشی رنج می‌برند با خوردن سیب می‌توانند عملكرد این دستگاه را در حد نرمال نگه دارند. مهمترین دلیل در تنظیم و تقویت دستگاه گوارش این است كه سیب سرشار از فیبر است و این بدان معناست كه حركات روده‌ای را منظم می‌كند و دیر هضمی و یبوست را از بین می‌برد. با تنظیم دستگاه گوارشی از دل دردهای مزمن و شدید كه به این دستگاه مرتبط است نیز كاسته می‌شود.

افزایش انرژی

قندی كه در سیب وجود دارد طبیعی است و فواید زیادی دارد كه به هیچ عنوان مقابل مقایسه با شیرینی‌ها و قندهای مصنوعی نیست. قند موجود در سیب باعث افزایش انرژی می‌ شود به همین دلیل است كه خوردن این میوه صبح زود و قبل از صبحانه توصیه شده و تا آخر شب بدن را سرحال نگه می دارد و انرژی مورد نیاز را تامین می‌كند.

درمان آنمی (كم خونی)

از آنجایی كه سیب سرشار از آهن است در درمان آنمی نقش مهمی دارد. آهن موجود در بدن سطح هموگلوبین را افزایش می دهد كه افزایش هموگلوبین با درمان آنمی رابطه مستقیم دارد اگر شما دائما احساس ضعف و خستگی دارید با خوردن این میوه می‌توانید سرحال شوید زیرا قند طبیعی موجود در سیب با آهن آن تركیب شده و باعث افزایش انرژی و همچنین تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شود به گونه‌ای كه بدن در برابر بیماری‌ها حالت آماده باش به خود می‌گیرد.

كاهش خطر ابتلا به سرطان

از دیگر فواید این میوه كاهش خطر ابتلا به سرطان‌های خاص است. از آنجایی كه فیبر موجود در سیب در تقویت دستگاه گوارش موثر است از خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ جلوگیری می‌كند. خوشبختانه مطالعات نشان داده است كه مصرف این میوه خطر ابتلا به سرطان ریه و سرطان سینه را نیز كاهش می‌دهد و به طور كلی سیب، میوه‌ای كاملا استثنایی در پیشگیری از انواع سرطان‌ها به شمار می‌آید.

كاهش خطر حملات قلبی

سیب سرشار از آنتی اكسیدان قوی است و در حقیقت آنتی اكسیدان برای سلامت قلب فواید زیادی دارد مصرف سیب كمك زیادی به درمان و پیشگیری از بیماری‌های قلبی می‌كند. از آنجایی كه بیماری قلبی با افزایش سن، زیاد می‌شود، مصرف این میوه هیچوقت دیر نیست و به خوردن آن توصیه زیادی شده است.

درمان و پیشگیری از آسم

اگر شما از مشكلات ناشی از آسم رنج می‌برید با خوردن یك فنجان آب سیب می‌توانید به رفع این مشكلات و نگرانی‌ها كمك كنید. یكی از نشانه‌های آسم به سختی و با صدای بلند نفس كشیدن است اما با خوردن آب سیب تازه می‌توانید این نشانه‌ها را از بین ببرید. زنان باردار نیز با خوردن این میوه به مقدار زیاد در طول بارداری می‌توانند از مبتلا شدن جنین به آسم جلوگیری كنند.

بهبود دیابت

افرادی كه مبتلا به دیابت هستند در صورت درمان نكردن آن به مشكلات دیگری نیز دچار می‌شوند كه به دیابت مربوط می‌شود از جمله اختلالات عصبی، مشكلات كلیوی و مشكلات بینایی. با خوردن سیب به طور منظم می توانید از مبتلا شدن به دیابت و مشكلات دیگری كه به دنبال دارد جلوگیری كرد. ژلاتین موجود در سیب نقش انسولین را ایفا می‌كند در نتیجه در تنظیم سطح قند خون بدن اهمیت ویژه‌ای دارد. خوشبختانه این میوه درشرایط آب و هوایی مختلف برداشت می‌شود.

افزایش بینایی

مشكلات ناشی از بینایی تقریبا غیرقابل پیشگیری است اما اخیرا مطالعات انجام شده نشان داده است كه سیب می تواند اثر مطلوبی بر بینایی داشته باشد از آنجایی كه سیب منبعی غنی از ویتامین A و ویتامین C است در درمان شب كوری و كور رنگی اثرات مثبتی دارد.

پیشگیری و درمان آلزایمر

یكی از شگفت‌انگیزترین اثرات سیب، درمان و پیشگیری از آلزایمر است. اثر آن در درمان و پیشگیری از این بیماری به گونه‌ای است كه خوردن سیب باعث تقویت سلول‌های مغز می‌شود.
+ نوشته شده توسط ابراهیم در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 و ساعت 10:28 |
پزشكان انگليسي و ايتاليايي دريك مطالعه مشترك دريافتند كه خوردن 3 عدد موز در روز شما را در برابر سكته مغزي واكسينه مي‌كند.

به گزارش ايسنا، اين پزشكان در آزمايشات جديد خود متوجه شدند كه خوردن يك عدد موز همراه با صبحانه، يك عدد با ناهار و يك موز ديگر به هنگام عصر پتاسيم مورد نياز بدن شما را تامين كرده و به همين دليل احتمال تشكيل لخته‌هاي خوني در مغز را تا حدود 21 درصد كاهش مي‌دهد.

اين يافته تاييد مي‌كند كه پيشگيري از هزاران مورد سكته مغزي با مصرف ساير مواد غذايي غني از پتاسيم مثل اسفناج، مغز خشكبار، شير، ماهي و عدس امكانپذير ست.

در اين مطالعه پزشكان اطلاعات حاصل از 11 بررسي مختلف را مورد بازبيني و تجزيه و تحليل قرار دادند. اين آزمايشات تاييد كرد كه مصرف حدود 1600 ميلي گرم پتاسيم در روز كافي است تا خطر احتمال سكته مغزي را بيش از يك پنجم كاهش دهد.

+ نوشته شده توسط ابراهیم در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390 و ساعت 9:31 |


معمای مرغ و تخم مرغ حل شد!

پژوهشگران انگلیسی اعلام کردند که به جواب سوال قدیمی که همواره توجهات انسان را به خود جلب کرده، رسیده اند که بر اساس آن می توان ثابت کرد مرغ قبل از تخم مرغ به وجود آمده است.

در تحقیقات اخیر پژوهشگران انگلیسی مشخص شد که پوست تخم مرغ حاوی عنصر "اوفوسلیدین 17" است که تنها در بدن مرغ یافت می شود.

بر این اساس، غدد داخلی مرغ این ماده را 24 ساعت قبل از تخم گذاشتن ترشح می کند تا پوسته آنرا تشکیل دهد. پژوهشگران معتقدند با توجه به اینکه مرغ تنها دارنده این عنصر است شکی وجود نخواهد داشت که مرغ قبل از تخم مرغ آفریده شده و باید پرونده این سوال قدیمی در اذهان عمومی بسته شود.


+ نوشته شده توسط ابراهیم در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت 9:4 |